قائم‌به‌‌شخص‌بودن امر داوری و استفاده از دستیاران حقوقی در داوری‌های بین‌المللی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی

10.22066/cilamag.2019.90551.1556

چکیده

استفاده از دستیاران حقوقی در داوری‌های بین‌المللی، به‌ویژه در پرونده‌های بزرگ و پیچیده، رویه رایج شده است، به نحوی‌که داوران یا دیوان داوری، بسیاری از امور شکلی یا ماهوی پرونده را با کمک دستیاران خود که غالباً از میان کارآموزان و وکلای جوان انتخاب می‌شوند، انجام می‌دهند. بی‌تردید، بهره‌گیری از خدمات دستیاران حقوقی مزایای متعددی از جهت زمان، هزینه و کارآمدی جریان داوری دارد و برای داوران این امکان را فراهم می‌کند که عمدة وقت خود را صرف تمرکز بر پرونده و تعمق در نکات و ابعاد مختلف آن کنند، و در مقابل، اموری مانند طبقه‌بندی اسناد و مدارک، تنظیم جلسات داوری و یادداشت‌برداری از دفاعیات طرفین را به دستیاران خود بسپارند. با‌ وجود این، در سال‌های اخیر این مسئله مطرح شده است که واگذاری امور به دستیاران حقوقی با قائم­به­‌شخص‌بودن امر داوری تعارض دارد، چرا‌ که طرفین اختلاف، داوران را به سبب ویژگی‌ها و اوصاف شخصی­شان انتخاب کرده‌اند و انتظار می‌رود داوران نیز با پذیرش سمت خود، این وظیفه را شخصاً انجام دهند. این نگرانی زمانی پررنگ‌تر می‌شود که در برخی موارد، امور ماهوی پرونده، ازجمله گردآوری و مطالعه منابع حقوقی و رویه‌قضایی مرتبط، تلخیص لوایح طرفین، شرکت در جلسات شور و نگارش پیش‌نویس بخش‌هایی از رأی داوری نیز به دستیاران سپرده می‌شود. پژوهش حاضر به تعارض میان قائم‌­به­‌شخص‌بودن امر داوری و بهره‌گیری از خدمات دستیاران حقوقی در داوری‌های بین‌المللی می­پردازد. بدین ‌منظور، قواعد مختلف سازمان‌های داوری، نظرات علمای برجسته حقوق و رویه‌قضایی در این خصوص بررسی و تلاش شده معیاری برای قضاوت در خصوص نقض یا عدم نقض قائم­ به­‌ شخص‌بودن امر داوری به دست داده شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Intuitu Personae Character of Arbitration’s Mandate and Use of Legal Assistants in International Arbitrations

نویسندگان [English]

  • Mohammad Jafar Ghanbari Jahromi 1
  • Seyed Mohammadali Abdollahi 2
1 Associate Professor, Shahid Beheshti University, Faculty of Law
2 PhD Student of Shahid Beheshti University, Faculty of Law
چکیده [English]

Use of legal assistants in international arbitrations, especially in important and complex cases, has become a common practice to the extent that arbitrators or arbitral tribunals carry out a great number of procedural or substantive matters having the help of their legal assistants who are normally chosen from young lawyers or interns. No doubt benefiting from services of assistants will bring different advantages in time, costs and efficiency of arbitration process and allow arbitrators to devote most of their time to the case scrutinizing different aspects of the case, and in turn, delegate matters such as organizing evidence and documents, coordinating the hearings, summarizing the parties’ pleadings etc. to their assistants. In spite of this, the question has been raised recently that whether delegating arbitral tasks to assistants is against the intuitu personae character of the arbitrators’ mandate since the parties have appointed arbitrators due to their personal characteristics and by accepting their mandate, they are expected to carry out their duty in person. The concern becomes greater when one faces delegation to the assistants of substantive issues, such as researching legal sources and relevant jurisprudence, summarizing parties’ memorials, attending deliberations, and drafting certain parts of the award. The present article will discuss the conflict between intuitu personae character of arbitrators’ mandate and benefiting from arbitral assistants’ services in international arbitrations. To that end, rules of arbitral institutions, legal doctrines and jurisprudence have been examined and finally, the standard for judging the violation of intuitu personae character of arbitrators’ mandate will be introduced.

کلیدواژه‌ها [English]

  • international arbitration
  • legal Assistant
  • Intuitu Personae Agreements
  • Delegation of Judicial Powers

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از تاریخ 29 مهر 1398
  • تاریخ دریافت: 01 مرداد 1397
  • تاریخ بازنگری: 11 دی 1397
  • تاریخ پذیرش: 05 اسفند 1397