مجله حقوقی بین المللی

مجله حقوقی بین المللی

سلب مالکیت غیرمستقیم از حقوق مالکیت فکری در داوری سرمایه گذاری بین‌المللی

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
چکیده
دولت میزبان تعهدات مختلفی را در برابر سرمایه‌گذار خارجی برعهده دارد که از مهمترین این تعهدات می‌توان به تعهد عدم مصادره‌ی اموال سرمایه‌گذاران و احترام به دارایی‌های آنان اشاره کرد. به‌همین‌خاطر تمامی معاهدات سرمایه‌گذاری دربردارنده‌ی مقرراتی در مورد سلب مالکیت می‌باشند. سرمایه‌گذار خارجی با انتقال اموال مادی و غیرمادی خود به کشور میزبان در اندیشه کسب سود و تولید ثروت است. در بسیاری از موارد دارایی‌های غیرمادی سرمایه‌گذاران خارجی به‌مراتب باارزش‌تر و مهم‌تر از دارایی‌های مادی وی می‌باشند و معمولاً اکثر امتیازاتی که سرمایه‌گذار خارجی در کشور میزبان بدست می‌آورد از نوع دارایی‌های فکری است. امروزه حقوق مالکیت فکری جزء لاینفک تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌المللی محسوب می‌شود و عدم حمایت قوی از این دسته از حقوق قابل پذیرش هیچ نظام حقوقی نیست. لذا حمایت کشور میزبان از حقوق مالکیت فکری سرمایه‌گذار خارجی و عدم تعرض به آن همواره یکی از مهمترین مسایلی است که برای سرمایه‌گذاران مطرح است. در این مقاله ما بعد از ذکر مقدمه ای درخصوص مفهوم سلب مالکیت، در مورد شیوه‌های سلب مالکیت از حقوق مالکیت فکری و نحوه‌ی حمایت از سرمایه‌گذار خارجی در برابر مصادره‌ی دارائی‌های فکری آنان بحث خواهیم کرد. در آخر نیز رویه داوری دیوان‌های سرمایه‌گذاری را درخصوص این موضوع بررسی خواهیم نمود.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Indirect Expropriation of Intellectual Property Rights in International Investment Arbitration

نویسندگان English

Morteza Asadlou 1
Reza Asadlou 2
1 Assistant Professor of Private Law, Islamic Azad University, branch of Tabriz, Iran
2 Corresponding Author, MA Student in Private Law, Shahid Beheshti university, Tehran, Iran
چکیده English

Governments can intervene in and restrict the property rights of intellectual property owners through three primary means: first, by issuing compulsory licenses for the exploitation of intellectual property rights; second, through the process of parallel importation of goods; and third, by revoking or reducing the term of protection for the investor's intellectual property rights. This article examines these three methods and analyzes the solutions and innovations provided by investment treaties in this regard.
In this article, after introducing the concept of expropriation, we will delve into the methods of expropriating intellectual property rights and explore how foreign investors can be protected against the seizure of their intellectual assets. Finally, we will examine the arbitral practice of investment tribunals regarding this matter.
Whether compulsory licenses for the exploitation of intellectual property rights can be considered expropriation requires an analysis of three factors: the extent of government intervention, the nature of the measures taken, and the nature of the government's act. It is important to note that this assessment can vary due to the unique circumstances of each situation. To provide a more comprehensive perspective, one must consider both the government's actions and the scope of the deprivation resulting from the issuance of compulsory licenses, as well as the conduct of the foreign investor or company in terms of its misuse of its intellectual property rights. However, if the government’s act possess the proper requirements to expropriate, namely; the actions is within the framework of the law, it is carried out in good faith, and the underlying reason is to protect the public interest and non-discriminatory in nature, then the State will not be obligated to pay compensation. The practice of investment treaties and arbitration tribunals supports this view. Although a limited number of cases can be found where investors have filed claims against host States for violations of intellectual property rights in arbitration tribunals, the reality is that there is no rich and effective judicial practice regarding investor-State disputes over violations of intellectual property rights. Arbitral awards have not played a significant role in strengthening intellectual property rights standards. This is primarily because many infringements of foreign investors' intellectual property rights are typically committed by private individuals that cannot be attributed to the state. In general, disputes regarding intellectual property rights between private individuals are resolved through the judicial institutions of the host State. Another reason is the exorbitant costs of arbitration. In practice, initiating an investment claim against a host State is very costly. Nevertheless, the investor-State arbitration mechanism is a powerful tool for creating security for foreign investment and an effective means of providing investors with peace of mind. Consequently, it can be argued that arbitration institutions can contribute to the strengthening of intellectual property rights. In the second part of this article, we have examined arbitral awards related to the subject matter. Given the novelty of this issue and the lack of a rich arbitral practice in this regard, there is a divergence of views in the awards of arbitral tribunals. The awards of arbitral tribunals support the existence of various methods of examining and evaluating this issue. It seems that one of the most effective methods in this regard is to examine the rules and practices of international intellectual property law, as stipulated in the TRIPS Agreement. This method is particularly useful when the two parties to a bilateral treaty are also parties to the same intellectual property treaties such as the TRIPS Agreement or treaties under the auspices of WIPO. In such a case, if international intellectual property law does not consider the action taken to be expropriation, the courts of the two countries in question will also not consider it expropriation.

کلیدواژه‌ها English

Indirect Expropriation
Investment Treaties
Intellectual Property Rights
International Arbitration

سلب مالکیت غیرمستقیم از حقوق مالکیت فکری در داوری سرمایه‌گذاری بین‌المللی

(پژوهشی)

 

مرتضی اسدلو*

رضا اسدلو **

 

(DOI) : 10.22066/cilamag.2025.2045155.2650

تاریخ دریافت: 26/08/1403                                                                           تاریخ پذیرش: 09/02/1404

 

چکیده

دولت میزبان، تعهدات مختلفی را در برابر سرمایه­گذار خارجی بر عهده دارد که از مهم‌ترین این تعهدات می­توان به تعهد عدم مصادرۀ اموال سرمایه­گذاران و احترام به دارایی­های آنان اشاره کرد. به ­همین ­خاطر، تمامی معاهدات سرمایه­گذاری دربردارندۀ مقرراتی در مورد سلب مالکیت هستند. سرمایه­گذار خارجی با انتقال اموال مادی و غیرمادی خود به کشور میزبان، در اندیشة کسب سود و تولید ثروت است. در بسیاری از موارد، دارایی­های غیرمادی سرمایه­گذاران خارجی به­مراتب باارزش­تر و مهم­تر از دارایی­های مادی وی هستند و معمولاً اکثر امتیازاتی که سرمایه­گذار خارجی در کشور میزبان به دست می­آورد از نوع دارایی­های فکری است. امروزه حقوق مالکیت فکری جزء لاینفک تجارت و سرمایه­گذاری بین­المللی محسوب می­شود و عدم حمایت قوی از این دسته از حقوق، قابل پذیرش هیچ نظام حقوقی نیست؛ لذا حمایت کشور میزبان از حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار خارجی و عدم تعرض به آن، همواره یکی از مهم‌ترین مسائلی است که برای سرمایه­گذاران مطرح است. در این مقاله، بعد از ذکر مقدمه‌ای در خصوص مفهوم سلب مالکیت، در مورد شیوه­های سلب مالکیت از حقوق مالکیت فکری و نحوۀ حمایت از سرمایه­گذار خارجی در برابر مصادرۀ دارایی­های فکری آنان بحث می­شود. در آخر نیز رویة داوری دیوان­های سرمایه­گذاری در خصوص این موضوع بررسی ­خواهد شد.

واژگان کلیدی

سلب مالکیت غیرمستقیم، معاهدات سرمایه­گذاری، حقوق مالکیت فکری، داوری بین­الملل

 

مقدمه

در بسیاری از معاهدات سرمایه­گذاری از سلب مالکیت مستقیم و غیرمستقیم، ملی­کردن، ضبط اموال، محرومیت از اموال، مصادره و اصطلاحاتی از این قبیل در کنار یکدیگر سخن به میان آمده است، بی­آنکه تفاوت­های این اصطلاحات به­روشنی تبیین شود. هرچند سلب مالکیت و ملی­کردن در بسیاری از متون حقوقی در کنار یکدیگر به کار می­روند، این دو مفهوم یکسان نبوده و بین آن‌ها تفاوت­هایی وجود دارد. این دو مفهوم از نظر منشأ ایجاد، با یکدیگر متفاوت­اند. سلب مالکیت عموماً به موجب دستورهای موردی دولت برای منافع عمومی صادر می­شود، در حالی ‌که ملی­کردن عموماً به­ موجب قانون ایجاد می­شود.[1] با وجود این دوگانگی در مفهوم، در عمل معمولاً بین این ­دو تمایزی قائل نمی­شوند. در هر حال، نتیجه و اثر هر دو مفهوم، یکی است و به ­موجب آن، بین مالک اصلی و مال جدایی می­افتد و مالکیت در اختیار جامعه قرار می­گیرد. مصادرة اموال از نظر مفهوم با سلب مالکیت و ملی­کردن متفاوت است. مصادرة اموال، فرآیندی است که در آن به دلیل ارتکاب جرایمی از سوی اشخاص، به‌عنوان مجازات از آنان سلب مالکیت می­شود، بدون آنکه غرامتی از بابت جبران خسارت به آنان پرداخت شود.[2] چنانچه سلب مالکیت به ­منظور یک هدف عمومی انجام گیرد، غیرتبعیض­آمیز باشد، طبق ضوابط و مقررات قانونی انجام گیرد و همراه با پرداخت غرامت باشد، در حقوق بین­الملل پذیرفته خواهد شد.[3]

می­توان سلب مالکیت را به دو نوع سلب مالکیت مستقیم و سلب مالکیت غیرمستقیم تقسیم کرد. سلب مالکیت در معنای اولیه و در سیر تطور تاریخی خود به سلب مالکیت مستقیم از دارایی‌های فیزیکی سرمایه­گذاران خارجی اطلاق می­شد.[4] سلب مالکیت مستقیم توسط اعمالی که واضح و آشکار هستند، صورت می­گیرد. در این نوع از سلب مالکیت، دولت آشکارا از اموال سرمایه‌گذار خارجی سلب مالکیت می­کند. ممکن است این اموال، مادی و محسوس باشند یا از جنس حقوق مالکیت فکری. ممکن است سلب مالکیت مستقیم به­ موجب قانون یا تصمیمات اداری دولت میزبان مقرر شده باشد.[5]

در سلب مالکیت مستقیم، هدف دولت، انتقال اموال خصوصی افراد به دولت یا سازمان­های تابعة دولت است.[6] سلب مالکیت غیرمستقیم که بعضاً از آن به‌عنوان «سلب مالکیت عملی»[7] و «سلب مالکیت خزنده»[8] نیز یاد می­شود، زمانی رخ می­دهد که اقدامات دولت به‌صورت غیرمستقیم، سرمایه­گذار را تحت تأثیر قرار ­دهد. این مداخلة دولت، سرمایه­گذار را از تمام یا بسیاری از منافع سرمایه­گذاری محروم می­کند.

گرچه حقوق سرمایه­گذاری بین­الملل، اجازة سلب مالکیت را به دولت­ میزبان می­دهد، برای این عمل، شرایط و مقرراتی را وضع کرده است. سلب مالکیت باید با هدف حفاظت از منافع عمومی و به‌صورت غیرتبعیض­آمیز و با جبران خسارت از سرمایه­گذاری که اموال وی سلب ­شده صورت گیرد. شرط دیگری هم که در برخی از آثار بدان اشاره ­شده این است که سلب مالکیت باید در طی رسیدگی عادلانه و بی­طرفانه صورت پذیرد. بنابراین برای مشروعیت سلب مالکیت می‌توان چهار شرط را لازم دانست: مبتنی بر مصالح عمومی باشد، بدون تبعیض واقع شود، مطابق قانون صورت گیرد و غرامت ناشی از سلب مالکیت پرداخت شود.[9] هدف این مقاله بررسی این موضوع در حوزة حقوق مالکیت فکری است. بنابراین، ابتدا شیوه­های سلب مالکیت از حقوق مالکیت فکری و سپس رویة داوری سرمایه­گذاری بین­المللی در این­ خصوص بررسی خواهد شد.

 

1. شیوه­های سلب مالکیت از حقوق مالکیت فکری

دولت­ها از سه طریق می­توانند در حقوق مالکانة دارندۀ حقوق مالکیت فکری دخالت کرده و آن را محدود کنند. اول از طریق صدور مجوزهای اجباری بهره­برداری از حقوق مالکیت فکری، دوم با بهره­برداری از فرآیند واردات موازی کالاها و سوم از طریق ابطال یا کاهش مدت حمایت از حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار. مطالعۀ این سه موضوع و بررسی راهکارها و نوآوری­های معاهدات سرمایه­گذاری در­ خصوص آن، موضوع مبحث حاضر است.

 

1-1. دامنه و قلمرو اعطای مجوزهای اجباری

مجوزهای اجباری به مجوزهای غیراختیاری اطلاق می­شود که دولت برای شخص دیگری به­غیر از دارندة حق اختراع برای بهره­مندی از حقوق انحصاری حق اختراع مثل ساخت، فروش یا صادرات محصول واجد حقوق مالکیت فکری و به شرط پرداخت مابه­ازای حق دارنده صادر می­کند. تجربة برخی از کشورها مثل ایالات متحده، کانادا و برزیل نشان می­دهد که صدور مجوزهای اجباری از سوی دولت، مؤثرترین راهکار برای جلوگیری از سوء­استفادة دارندة حق اختراع و ابزاری در جهت کاهش قیمت چنین محصولاتی در بازار است.

اختیار دولت برای صدور مجوز اجباری، یکی از مهم‌ترین بنیان­های حقوق اختراعات در بسیاری از کشورها محسوب می­شد و در قوانین بسیاری از کشورهای جهان و معاهدات بین­المللی صراحتاً به آن اشاره شده است. صدور مجوزهای اجباری در بند اول ماده 5 موافقت‌نامة تریپس، شناخته شده است. طبق ماده 31 موافقت‌نامة تریپس،[10] دولت­ها تحت شرایطی می­توانند دست به صدور مجوز اجباری بزنند. در عمل، کشورهایی از این امر استفاده می­کنند که زیر فشار شدید اقتصادی قرار دارند. با تصویب اعلامیة دوحه در خصوص موافقت‌نامة تریپس و بهداشت عمومی، جای هیچ تردیدی نیست که اعضای سازمان جهانی تجارت می­توانند از این سازوکار قانونی برای افزایش دسترسی به فرآورده­های دارویی استفاده کنند.

صدور مجوزهای اجباری بهره­برداری از حقوق مالکیت فکری در دو حوزة حقوق مالکیت صنعتی و حقوق مالکیت ادبی و هنری صورت می­گیرد. در صدور مجوزهای اجباری در حوزة مالکیت ادبی و هنری، نیازی به احراز جهات اعطای مجوز وجود ندارد و قانونگذار رأساً صدور مجوز را تجویز می­کند.[11] اما در حوزة مالکیت­های صنعتی، احراز جهات اعطای مجوز ضرورت دارد و قانونگذار صرفاً در صورت وجود جهات معین، اجازة آن را صادر می­کند. دلایلی همچون حمایت از منافع عمومی و منع سوء­استفاده از حق، مبانی اعطای مجوز اجباری را شکل می­دهند که مصادیق آن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. استنکاف از اعطای مجوز قرارداد بهره­برداری، عدم استفاده از حق یا عدم کفایت آن، دفاع ملی، توسعة اقتصاد ملی، حفظ بهداشت عمومی از مهم‌ترین جهات اعطای مجوز اجباری محسوب می­شوند.

در کنار مزایای کوتاه­مدت صدور مجوز اجباری به‌عنوان ابزاری برای انتقال فناوری، باید معایب آن را نیز از­جمله ازدست­دادن سرمایه­گذاری مستقیم که در طول زمان، محمل مناسب­تری برای دسترسی به مواد دارویی فراهم می­آورد، در نظر گرفت. ممکن است صدور گستردة مجوزهای اجباری، شرکت­های خارجی را به سرمایه­گذاری در دیگر بخش­های جذاب­تر اقتصادی ترغیب کند؛[12] حتی ممکن است سرمایه­گذاران خارجی را برای سرمایه­گذاری در کشور میزبان بی­میل کند که این امر در درازمدت، اثرات زیان­باری بر کشور میزبان خواهد گذاشت.

ایجاد محدودیت برای صدور مجوزهای اجباری، نگرانی­هایی هم ایجاد می­کند. صدور مجوز اجباری، ابزاری برای جلوگیری از سوء­استفاده از حقوق مالکیت فکری محسوب می­شود. علاوه­ بر این، ایجاد امکان و اختیار برای دولت­ها به منظور صدور مجوز اجباری به معنی صدور آن نیست.[13]

اعطای مجوز اجباری، مالکیت را منتقل نمی­کند، بلکه امکان بهره­برداری را به دولت یا شخص ثالثی که از سوی دولت معرفی می­شود، امکان‌پذیر می­سازد. موضوع اصلی در مورد مجوزهای اجباری، بهره­برداری اجباری از اموال اشخاص خصوصی است، نه انتقال مالکیت این اموال به دولت. بدین ­ترتیب، موضوع سلب مالکیت مستقیم در موارد اعطای مجوزهای اجباری منتفی می‌شود. اما ممکن است اعطای مجوز اجباری در بهره­برداری از حقوق مالکیت فکری به‌عنوان سلب مالکیت غیرمستقیم تلقی شود. با بررسی و تحلیل دقیق موضوع می­توان گفت که برای تحقق سلب مالکیت غیرمستقیم، وجود سه عنصر لازم است. اولین موضوع، بررسی ماهیت و میزان مداخلة دولت میزبان در حقوق مالکانة سرمایه­گذار خارجی است. موضوع دوم، بررسی این امر است که آیا اقدامات مذکور، طبق استانداردهای موجود در معاهده، به حد سلب مالکیت می­رسد یا نه. در مرتبة سوم باید ماهیت عمل دولت بررسی و مشخص شود که اهداف اصلی دولت از صدور مجوز اجباری چه بوده است.[14]

 

الف. میزان مداخلة دولت

مداخلات جزئی دولت یا ایجاد محدودیت­های جزئی در حقوق مالکانة سرمایه­گذار خارجی به معنی سلب مالکیت غیرمستقیم نیست. برای اینکه عمل دولت، سلب مالکیت تلقی شود، شدت و آستانة خاصی از مداخله، مثل ازدست­رفتن کنترل یا ارزش سرمایه یا تأثیر اقتصادی مهم، مدنظر است.[15]

در بررسی شدت اقدامات دولت باید اولاً توجه شود که تأثیر اقدامات انجام­گرفته توسط دولت به اندازة سلب مالکیت باشد و ثانیاً این اقدامات، ثابت و غیرقابل بازگشت باشند. به‌صورت کلی با توجه به این دکترین می‌توان گفت که در شرایط عادی اگر مداخلة دولت برای مدت طولانی بوده و موجب ضرر غیرقابل بازگشت شود، سلب مالکیت غیرمستقیم اتفاق افتاده است.[16]

شکی نیست که اعطای مجوزهای اجباری در بهره­برداری از حقوق مالکیت فکری، در ارزش اقتصادی سرمایه­های مالکیت فکری محور تأثیر منفی گذاشته و مالک اصلی را در بهره­برداری از حقوق مالکانة خود در بازارهای تجاری دچار اختلال می­کند.[17] در بررسی شدت و میزان مداخلة دولت باید به شرایط، قلمرو و مدت مجوز دولت توجه شود. با بررسی شرایط مجوزهای اجباری، مثلاً میزان غرامتی که باید به دارنده پرداخت شود، می­توان گفت که آیا چنین عملی به محرومیت سرمایه­گذار از منافع عمدة اقتصادی منجر می­شود یا نه.

 

ب. وضعیت اقدامات سالب حق مالکیت

برای پاسخ به این سؤال، رویة داوری در بسیاری از پرونده­ها ازجمله پروندة شرکت متال­کلد علیه دولت مکزیک،[18] روی دو موضوع متمرکز شده است: 1. تعهدات و الزاماتی که دولت بر عهده گرفته است. 2. انتظارات معقول و مشروع سرمایه­گذار.[19] رویة داوری بین‌المللی برای احراز سلب مالکیت غیرمستقیم، سه مؤلفة میزان تأثیر عمل دولت،[20] انتظار مشروع[21] و مدت تأثیر عمل[22] را ملاک می­داند.

زمانی که دولت، حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار را شناسایی کرده و به رسمیت می­شناسد، در واقع حق بهره­برداری انحصاری را به وی اعطا می­کند. البته این شناسایی حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار خارجی بعد از طی فرآیند شکلی و تشریفاتی صورت می­گیرد که ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد. بنابراین بعد از طی این مراحل و اخذ تأییدیه از سوی دولت میزبان، سرمایه­گذار خارجی حقوق خاصی را به دست می­آورد. این حقوق به سرمایه­گذار خارجی، حق بهره­برداری انحصاری و امکان منع دیگران از ساخت، بهره­برداری، فروش، عرضه برای فروش یا وارد‌کردن این محصول برای مقاصد یادشده را می­دهد.[23]

 

بدین ­ترتیب با توجه به استانداردهای رفتاری معاهدات سرمایه­گذاری، به نظر معقول می­رسد که سرمایه­گذار خارجی به حمایت دولت میزبان از حقوق مالکیت فکری خود در خلال مدت قانونی حمایت، اعتماد کند. صدور مجوزهای اجباری، این حقوق اساسی سرمایه­گذار را تحت تأثیر قرار می­دهد و همچنان که ذکر شد، اگر شدید بوده و سرمایه­گذار را از حقوق عمدة خود محروم کند، ممکن است به معنی سلب مالکیت از سوی دولت میزبان تلقی شود.

البته انتظارات مشروع سرمایه­گذار در چارچوب نظام قانونی کشور میزبان تعریف می­شود. قلمرو حقوق مالکیت فکری مورد حمایت باید توأم با استثنائات آن در نظر گرفته شود. صدور مجوز اجباری در قوانین بسیاری از کشورها وجود دارد ولی موارد و موجبات صدور آن بسیار محدود بوده و منحصر به شرایط خاصی است. علاوه ­بر این در صورتی که موارد اعطای مجوزهای اجباری در نظام حقوقی کشور میزبان، مغایر با استانداردهای بین­المللی باشد، سرمایه­گذار خارجی می­تواند از نظام حل ­و فصل اختلافات سازمان جهانی تجارت یا از نظام معاهده­ای برای طرح دعوا در این ­خصوص بهره­برداری کند.[24]

 

ج. ماهیت عمل دولت

در تحلیل اینکه آیا صدور مجوزهای اجباری به سلب مالکیت می­انجامد یا نه، علاوه بر دو شرط قبلی، بررسی ماهیت عمل دولت و اهداف دولت از این اقدام، ضروری است. ممکن است دولت­ها از صدور مجوزهای اجباری اهداف گوناگونی داشته باشند. همچنان که در گفتار قبلی بحث شد، موافقت‌نامة تریپس و معاهدات سرمایه­گذاری، موجباتی را که دولت­ها می­توانند بر مبنای آن‌ها مبادرت به صدور مجوز اجباری کنند، مشخص کرده­اند. باید در هر دعوا این شرایط با اوضاع ­و احوال خاص آن پرونده به­دقت مدنظر قرار گیرد.

بدین ­ترتیب، چنانچه دولت در چارچوب مقررات قانونی و با حسن­نیت برای حفاظت از منافع عمومی و به‌صورت غیرتبعیض­آمیز نسبت به صدور مجوز­های اجباری اقدام کند، مکلف به پرداخت غرامت نخواهد بود. رویة معاهدات سرمایه­گذاری و محاکم داوری مؤید همین نظر است.[25] با توجه به تفاسیر مختلفی که می‌توان از منفعت عمومی داشت، این معیار، دست دولت‌ها را در اقدامات بر علیه سرمایه‌گذاران باز می‌گذارد و در مقام دفاع از اقدامات خود می‌توانند به اینکه این اعمال در جهت منافع عمومی است متوسل شوند.[26]

بر اساس معیار اختیارات انتظامی،[27] اگر اقدامات دولت در جهت منافع عمومی باشد، نیازی به جبران خسارت وارده به سرمایه‌گذاران توسط دولت نیست.[28] می‌توان گفت اگر اقدامات تنظیم‌گرایانة کشور میزبان به منظور اهداف عمومی و مطابق قواعد عمومی باشد، این امر می‌تواند به‌عنوان دفاعی برای دولت میزبان استفاده شود و او را از پرداخت غرامت معاف کند.[29] در یک پرونده[30] هیئت داوری بیان داشت که اقدامات غیرتبعیض‌آمیز و با حسن‌نیت که به منظور رفاه و نظم عمومی انجام می‌شود، منجر به مسئولیت دولت‌ها نخواهد شد.

دکترین «اختیارات انتظامی» در معاهدات سرمایه‌گذاری بین‌المللی و همچنین موافقت‌نامه‌های آزاد تجاری مورد توجه دولت‌ها بوده است. برای مثال، پاراگراف 3(b) پیوست 14-B موافقت‌نامة امریکا ـ مکزیک ـ کانادا[31] بیان می­کند: «اقدامات غیرتبعیض­آمیز طرفین که به منظور حمایت از رفاه عمومی مانند سلامت، امنیت و محیط­زیست طراحی و اجرا شده‌اند، سلب مالکیت محسوب نمی‌شوند مگر در شرایط استثنایی».

برای وقوع سلب مالکیت، تنها واردشدن خسارت شدید به سرمایه‌گذار در نتیجة اعمال دولت ملاک نیست و باید این اقدام، هدف موجهی نیز نداشته باشد.[32] ابتدا باید شدت اثر عمل دولت بررسی شده و برای این امر، محرومیت اساسی سرمایه‌گذار و طول مدت اقدامات دولت در نظر گرفته شود. در مرحلة بعد، هدف و ماهیت اقدامات دولت بررسی می‌شود. اگر این اقدامات در جهت منافع عمومی باشد نمی‌توان آن را سلب مالکیت دانست.[33]

زمانی که دولت در مقام تصدی عمل نموده و برای کسب سود اقتصادی بیشتر، برای انتقال فناوری به شرکت­های متبوع خود، مجوز اجباری صادر کند، توجیه عمل دولت بر اساس ضوابط مذکور، دشوار خواهد بود. هرچند این عمل هم ممکن است در جهت منافع عمومی صورت گرفته باشد، چون دولت به‌صورت غیرمستقیم از سرمایه­های فکری سرمایه­گذار خارجی بهره­مند می­شود و از سویی نیز با حسن‌نیت عمل نکرده است، مکلف به پرداخت غرامت خواهد بود.[34]

 

2-1. واردات موازی سالب مالکیت از دارندة حقوق مالکیت فکری

واردات موازی کالاها زمانی رخ می­دهد که کالای حقوق مالکیت فکری محور ابتدائاً توسط دارندة حقوق مالکیت فکری یا با اجازه از او وارد بازار شده و سپس همین کالا بدون اجازة وی برای بار دوم به فروش ­برسد.[35]

در کشورهای مختلف به دلیل شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورها، تفاوت در نظام توزیع کالاها و تفاوت در نرخ تبدیل ارز، ممکن است یک کالای مشابه دارای قیمت­های متفاوتی باشد. به همین دلیل در واردات موازی اولاً باید کالای واردشده با کالای مشابه موجود در بازار کشور واردکننده به رقابت پرداخته و با قیمت پایین­تری عرضه شود. ثانیاً کالا باید با اجازة مالک قانونی حق اختراع یا سایر طرق قانونی در بازار عرضه شده باشد. بنابراین جعل و تقلب در ساخت کالاهای مشمول حمایت حقوق مالکیت فکری، موضوعاً خارج از بحث واردات موازی است و نباید این دو را یکی انگاشت.[36]

از دیدگاه حقوقی، واردات موازی کالاها بر مبنای اصل استیفای حق پایه­ریزی شده است. طبق اصل استیفای ملی حق،[37] حقوق دارندة مالکیت فکری با اولین عرضة محصول در بازار در داخل قلمرو سرزمینی یک کشور استیفا می­شود و از آن به بعد نسبت به بهره­برداری، استفاده و فروش دوبارة آن حقی نخواهد داشت؛ به این معنی که دارندة حقوق مالکیت فکری بعد از فروش کالا دیگر هیچ حقی بر کالای فروخته­شده نخواهد داشت.[38] ممکن است استیفای حق در یکی از سه سطح ملی، منطقه­ای و بین­المللی صورت گیرد.

استیفای منطقه­ای حق[39] به معنی همین رویداد در سطح منطقه­ای است. برای مثال، اگر کالایی در یکی از کشورهای عضو اتحادیة اروپا به فروش برسد، حقوق دارنده در تمام کشورهای اتحادیة اروپا که بازار واحدی هستند، استیفا­شده تلقی خواهد شد.[40]

استیفای بین­المللی حق[41] بدین معنی است که با عرضة کالا در بازار هر کشوری در سطح جهان، حتی در جاهایی که دارندة حقوق مالکیت فکری با قرارداد خصوصی چنین اعمال و استفاده‌هایی را ممنوع کرده باشد، حقوق دارنده استیفا می­شود.[42]

ممکن است ساختار اقتصادی کشور میزبان به گونه­ای باشد که زمینة واردات موازی را ایجاد کرده و موجب تشدید آن شود. در چنین صورتی ارزش دارایی­های فکری سرمایه­گذار خارجی کاهش پیدا خواهد کرد. توزیع محصولات از یک کانال ارزان­تر، ضمن کاهش ارزش علامت تجاری نزد مصرف­کنندگان، فضای ناامنی را در حمایت از حقوق مالکیت فکری ایجاد کرده و نشانگر عدم ارزش واقعی دارایی­های فکری و حمایت جدی از این سرمایه­ها در بازار خواهد بود.[43]

علائم تجاری نشانگر کیفیت کالاها و محصولات هستند. با واردات موازی کالاها، توجه مصرف­کنندگان به جای کیفیت، به ارزانی و تخفیف قیمت معطوف می­شود، چرا که کالایی که از طریق واردات موازی وارد می­شود، دارای همان علامت و برند است. این عمل موجب سردرگمی مصرف­کنندگان می­شود و تأثیر منفی بر ارزش علامت تجاری می­گذارد و نهایتاً درآمد آتی محصولات مرتبط با آن علامت تجاری را کاهش می­دهد. علاوه ­بر این، عرضة یک محصول با دو قیمت متفاوت، ممکن است مشتریان را نسبت به حسن­نیت تولیدکنندگان دچار تردید کند. این امر به کاهش خرید از سوی مشتریان و در کل به کاهش فروش محصولات و بالتبع، کاهش ارزش حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار خارجی خواهد انجامید.[44]

از نقطه­نظر اقتصادی، کشورهای در حال ­توسعه با استفاده از واردات موازی از کشورهایی که کالا در آنجا به قیمت ارزان­تری عرضه می­شود، مبالغ زیادی را پس­انداز خواهند کرد. این امر هم رفاه اقتصادی و اجتماعی را در کشورهای واردکننده افزایش خواهد داد.[45]

بدین ­ترتیب می­توان گفت چنانچه واردات موازی برخلاف مقررات یا برخلاف ترتیبات قراردادی صورت گرفته باشد و زیان­ قابل­توجهی را بر سرمایۀ سرمایه­گذار خارجی وارد نموده باشد، وی می­تواند برای دریافت غرامت بر مبنای سلب مالکیت غیرمستقیم از دارایی­های فکری خود اقامة دعوا نماید.

 

3-1. ابطال حقوق مالکیت فکری

موافقت‌نامة تریپس، تعیین موارد ابطال و الغای حق اختراع را به اعضا واگذار نموده و خود دخالتی در این مورد نکرده است. به‌صورت سنتی، حق اختراع در صورت عدم استفاده، عدم پرداخت هزینه‌های سالانه یا سوء­استفاده از حق، ابطال می­شود. اعطای انحصار به صاحبان حقوق مالکیت فکری، زمینۀ سوءاستفادة شرکت­های چندملیتی و سرمایه­گذاران خارجی را که عموماً از کشورهای صنعتی هستند، فراهم می­کند. بدین ­ترتیب ممکن است آنان با بهره­برداری ناکافی، خودداری از اعطای مجوز یا محدود‌کردن تولید، در بازار اختلال ایجاد کنند. دولت­ها برای جلوگیری از چنین امری از روش­های مختلفی همچون صدور مجوزهای اجباری گرفته تا ابطال مجوزهای بهره­برداری بهره می­برند.[46]

 اما معاهدات سرمایه­گذاری با حمایت از صاحبان حقوق مالکیت فکری، اختیار عمل دولت­ها را در این زمینه محدود کرده­اند. معاهدات سرمایه­گذاری، بندهای متعددی در خصوص ابطال پروانه‌های اختراع دربردارند. برای مثال، در بسیاری از معاهدات، عدم استفاده از حق اختراع، حتی اگر دلایل مهمی مثل ضرورت‌های بهداشت عمومی هم اقتضا کند، از مورد ابطال حق اختراع محسوب نمی­شود.[47]

برخلاف کنوانسیون پاریس، موافقت‌نامة تریپس، شرایط خاصی را برای ابطال حق اختراع پیش‌بینی نکرده است. بنابراین هر نوع ابطالی قابل انطباق با موافقت‌نامة تریپس است. مقررات فراتریپس ایالات متحده، شرکای تجاری خود را از ابطال پروانة اختراع به­جز مواردی مثل عدم قابلیت ثبت و تقلب که از موجبات عدم اعطای پروانه است، بر حذر می­دارد. بنابراین در مواردی که صدور مجوز اجباری، کارآمدی لازم را برای جلوگیری از سوء­استفادة دارندة پروانة حق اختراع ندارد یا طبق مقررات کنوانسیون پاریس،[48] مجوز معطل و بی­استفاده مانده است، نمی­توان آن­ را ابطال کرد. بنابراین صدور مجوزهای اجباری به‌صورت محدود، تنها راه شرکای تجاری برای محدود‌کردن سوء­استفادة دارندگان پروانة حق اختراع محسوب می­شود.

مقررات فراتریپس با وضع ضمانت ­اجراهای مؤثر کیفری برای نقض حقوق مالکیت فکری و با ایجاد مانع بر سر راه صدور مجوز اجباری و ابطال مجوز اختراع، موجب تشدید انحصارگرایی شرکت‌های بزرگ می­شوند.

هرچند دولت­ها در خصوص قانونگذاری در داخل قلمرو حاکمیتی خود آزادند و هر کشوری با توجه به شرایط و اوضاع ­و احوال سیاسی و اقتصادی خود موارد ابطال حقوق مالکیت فکری را مشخص می­کند، دولت­ها نیز در تعیین موارد ابطال حقوق مالکیت فکری باید استانداردهای بین‌المللی و توافقات خود در سطح معاهدات را محترم بشمارند.

برخی نویسندگان معتقدند که در این موضوع، سلب مالکیت صدق نمی­کند، چرا که دولت اساساً سرمایه­گذار را مالک حقوق مالکیت فکری نمی­داند و اساساً حقی به وجود نیامده است که بحث از سلب مالکیت آن مطرح شود.[49] این نظر صرفاً در فرضی صادق به نظر می­رسد که موارد ابطال حقوق مالکیت فکری قبل از ورود سرمایه­گذاری به کشور میزبان، در نظام قانونی آن کشور وجود داشته باشد. در این صورت نمی­توان از انتظارات مشروع سرمایه­گذار سخن گفت چرا که وی باید از نظام قانونی کشور میزبان و محدودیت­های آن آگاهی داشته باشد.

اما زمانی که دولت میزبان بعد از ورود سرمایه و در طی جریان سرمایه­گذاری، قوانین جدیدی را وضع می­کند که موارد ابطال حقوق مالکیت فکری را گسترش می­دهند، موضوع پیچیده­تر شده و نیازمند تحلیل دقیق حقوقی است. در چنین وضعیتی قوانین جدید که موارد ابطال را گسترش می­دهند، باید با استانداردهای معاهدات سرمایه­گذاری، کنوانسیون­های حقوق مالکیت فکری و انتظارات مشروع سرمایه­گذار مطابقت داده شوند. در این راستا باید ضمن ‌درنظرگرفتن اوضاع ‌و احوال خاص هر پرونده، به ماهیت اقدام دولت میزبان و اینکه آیا این عمل تبعیض­آمیز بوده یا نه، و اینکه آیا سرمایه­گذار می­توانست یا باید می­توانست امکان چنین تغییراتی را در نظام حقوق مالکیت فکری کشور میزبان پیش­بینی کند یا نه، توجه شود.[50]

ولی چنانچه دولت میزبان برخلاف مقررات قانونی کشور خود، نسبت به ابطال حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار خارجی اقدام کند، با توجه به اینکه عمل دولت مطابق قانون نبوده، می­توان گفت که نوعی از سلب مالکیت غیرمستقیم صورت گرفته است.

در هر حال باید از سرمایه­گذار خارجی رفع ضرر و غرامت وی پرداخت شود. در یک پرونده[51] دیوان داوری اظهار داشت که اهداف موجود در پشت شرط منافع عمومی مبنای سلب مالکیت، نمی­تواند بر میزان پرداخت غرامت تأثیرگذار باشد. به عبارت دیگر، دیوان معتقد بود که قواعد پرداخت غرامت نباید به موضوع قانونی یا غیرقانونی­بودن سلب مالکیت گره زده شود، چرا که در بسیاری از موارد، قواعد پرداخت غرامت در مقایسه با قواعد سلب مالکیت، بیشتر منافع دارندة حقوق مالکیت فکری را تأمین می­کند. مراجع داوری عموماً به این نکته توجه می­کنند که آیا عمل صورت­گرفته، سرمایه­گذار خارجی را از یک نفع اقتصادی مسلم محروم کرده است یا نه؟[52] دیوان‌های داوری با ارائة تفاسیر مضیق در صدد محدود‌کردن قلمرو چنین سلب مالکیت­هایی هستند.

 

2. تحلیل رویة داوری در خصوص دعاوی سرمایه­های مالکیت فکری­محور

تعداد انگشت­شماری از دعاوی را می­توان یافت که از سوی سرمایه­گذاران برای نقض حقوق مالکیت فکری علیه دولت میزبان در دیوان­های داوری طرح شده باشد.[53] رویه‌قضایی پربار و مؤثری در خصوص دعاوی سرمایه­گذاران علیه دولت میزبان برای نقض حقوق مالکیت فکری وجود ندارد و آرای دیوان­های داوری نقش چندانی در تقویت استانداردهای حقوق مالکیت فکری بازی نمی‌کنند. این امر بیشتر به این دلیل است که بسیاری از تعرضات صورت­گرفته به حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار خارجی، عموماً از سوی افراد خصوصی صورت می­گیرد که قابلیت انتساب به دولت را ندارد. اصولاً حل ­و فصل اختلافات حقوق مالکیت فکری بین اشخاص خصوصی از طریق نهادهای قضایی دولت میزبان صورت می­گیرد. هرچند مقررات نظام حمایت از حقوق مالکیت فکری در کشورهای مختلف با یکدیگر متفاوت­اند، به هرحال دولت­ها مکلف به رعایت استانداردهای معاهدات سرمایه­گذاری منعقدة دولت متبوع خود و استانداردهای حداقلی موافقت‌نامة تریپس ـ چنانچه هر دو کشور عضو سازمان جهانی تجارت باشند ـ خواهند بود.[54]

دلیل دیگر این امر، هزینه­های سرسام­آور داوری است. در عمل، اقامة دعوای سرمایه­گذاری علیه دولت میزبان بسیار پرهزینه است. ممکن است این امر برای شرکت­های بزرگ فراملی گزینة مناسبی باشد ولی بسیاری از سرمایه­گذاران حقیقی توان پرداخت این هزینه­های سرسام­آور را نخواهند داشت و بنابراین ممکن است به شیوه­های جایگزین دیگری مثل میانجیگری و سازش روی آورند یا ترجیح دهند که دعوا را در دادگاه‌های کشور میزبان طرح کنند. علاوه ­بر این، سرمایه­گذاران و وکلایی که در حوزة حقوق سرمایه­گذاری فعالیت می­کنند، اطلاعات اندکی از حقوق مالکیت فکری دارند؛ به همین خاطر به موفقیت در چنین پرونده­هایی زیاد خوش­بین نیستند و کمتر در این موارد اقامة دعوا می­کنند. اعتقاد به عدم امکان قابلیت داوری حقوق مالکیت فکری در برخی از نظام­های حقوقی نیز یکی دیگر از مواردی است که فقر رویۀ دیوان­های داوری در این خصوص را تشدید کرده است.[55]

نهاد داوری سرمایه­گذار ـ دولت میزبان، یک ابزار قدرتمند برای ایجاد امنیت سرمایه­گذاری خارجی و وسیله­ای مؤثر برای ایجاد آرامش روانی در سرمایه­گذاران محسوب می­شود. بدین ­ترتیب می­توان گفت نهاد داوری می­تواند به تقویت حقوق مالکیت فکری بینجامد. سرمایه­گذار با استناد به معاهدة سرمایه­گذاری، خود شخصاً می­تواند برای احقاق حقوق خود اقدام نماید و نیازی به قانع‌کردن دولت متبوع خود برای طرح موضوع در سازمان جهانی تجارت ندارد. دولت­ها همواره هزینه­های دیپلماتیک در طرح دعوا بر علیه دولت دیگر در سازمان جهانی تجارت را ارزیابی و حتی­الامکان از ایجاد تنش با شرکای تجاری خود اجتناب می­کنند. بدین ترتیب ممکن است صرفاً دعاوی مهم و خاصی برای اقامة دعوا انتخاب شوند، در حالی که در معاهدات دوجانبة سرمایه‌گذاری، سرمایه­گذار خود شخصاً می­تواند علیه دولت طرح دعوا کند و نگرانی خاصی نیز از بابت مسائل دیپلماتیک در طرح دعوا نداشته باشد.[56]

علاوه ­بر این در رسیدگی­ها از طریق داوری، سرمایه­گذار احاطة بیشتری نسبت به موضوع دارد و با لحاظ شرایط و اوضاع ­و احوال قضیه، بهترین نوع دفاع را انتخاب کرده و خود شخصاً ارائه می­نماید، در حالی ‌که در رسیدگی­های سازمان جهانی تجارت، اشخاص خصوصی در پشت پرده قرار دارند و در ارائة دفاعیات و نحوة پیگیری پرونده با دولت متبوع خود همکاری می­کنند و ممکن است در مواردی برخلاف نظر خود، مجبور به تمکین در مقابل نظرات دولت متبوع خود باشند.[57]

اولین دعوای نقض حقوق مالکیت فکری علیه دولت میزبان در 1994 بر اساس مقررات نفتا[58] از سوی شرکت­های تنباکوی ایالات ­متحده علیه دولت کانادا مطرح شد.[59] دولت کانادا برای کاهش مصرف محصولات دخانی در کشور، مقرره­ای وضع کرده بود که طبق آن شرکت­های تولیدکنندۀ سیگار مکلف بودند محصولات خود را در پاکت­هایی ساده و یک­شکل و با قلم یکسان و استاندارد بسته­بندی کنند. در این بسته­بندی­های ساده، شرکت­های تولیدکنندۀ سیگار صرفاً می­توانستند نام تجاری خود، خطرات مصرف سیگار و ترکیبات آن ­را با یک قلم استاندارد و یکسان بر روی محصولات خود درج کنند و نمی­توانستند از علامت تجاری خود بر روی کالا استفاده نمایند.

شرکت­های امریکایی ضمن اعتراض به این عمل عنوان کردند که هر دستوری مبنی بر بسته‌بندی سادۀ این محصولات، طبق فصل سرمایه­گذاری نفتا به بهره­برداری بدون مجوز از حقوق علائم تجاری آنان خواهد انجامید. آن‌ها معتقد بودند که شرکت­های تولیدکنندة سیگار، هرکدام علامت تجاری متمایزکننده­ای در معرفی محصولات خود دارند و این علائم تجاری طبق موافقت‌نامة نفتا به‌عنوان یکی از اشکال سرمایه شناسایی شده است. شرکت­های امریکایی معتقد بودند که طبق بند دهم ماده 1708 طرفین متعاهد نباید برای استفادة سرمایه­گذاران از علائم تجاری خود مانع ایجاد کنند. دستور بسته­بندی سادة کالاها می­تواند سرمایه­گذاران را از بهره‌برداری از علائم تجاری خود محروم کند و به نقض فصل هفدهم منجر شود و بدین­ ترتیب می­تواند طبق بند اول ماده 1110 به بهره­برداری بدون مجوز بینجامد.[60]

البته عده­ای از حقوق­دانان و اتحادیه­های مردمی مثل اتحادیة حمایت از حقوق افراد غیرسیگاری از قانون بسته­بندی سادة کالاهای دخانی حمایت می­کردند. به اعتقاد این گروه، قانون مذکور، تعهدات تجاری دولت و الزاماتی را که دولت کانادا در حوزة سرمایه­گذاری بین­المللی بر عهده گرفته بود، نقض نمی­کرد. استدلال اصلی آنان بر این عقیده استوار بود که نظام حقوق بین­الملل، مصادرۀ کالاهایی را که مضر سلامتی شهروندان باشند، بدون پرداخت غرامت می‌پذیرد.[61]

پروندة مهم دیگری که در خصوص کالاهای دخانی مطرح شد، پروندة فیلیپ موریس بود. این شرکت در زمینة دخانیات در سراسر جهان و مخصوصاً در اروگوئه فعالیت داشت. دولت اروگوئه برای اجرای سیاست کاهش مصرف دخانیات، دو اقدام مهم انجام داد. اول اینکه هر شرکت دخانیات باید هشتاد درصد از فضای روی پاکت سیگار را برای هشدار مصرف اختصاص دهد و دوم اینکه شرکت­های تولیدکنندة سیگار از هر برند سیگار مجاز بودند یک نوع آن را تولید کنند که به اقدام SPR شناخته می‌شد. برای مثال، شرکت PMI که مهم‌ترین محصولش ماربورو[62] بود نمی‌توانست محصولاتی مانند ماربورو قرمز، ماربورو سبز، ماربورو آبی بفروشد و فقط می­بایست یک نوع از آن‌ها را ارائه می­کرد.[63]

بند 5 معاهدة اروگوئه سوئیس بیان می‌داشت که: «هیچ­کدام از طرف‌های متعاهد نباید اقداماتی که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم سبب سلب مالکیت یا ملی­شدن شود یا اقداماتی با نتایج مشابه را انجام دهند مگر اینکه این اقدامات به دستور قانون، برای نفع عمومی، غیر‌تبعیض‌آمیز، از طریق فرایند صحیح قانونی و همراه با پرداخت غرامت مؤثر انجام شود. پرداخت غرامت باید با واحد پول کشور میزبان و بدون تأخیر صورت گیرد».

موریس با طرح دعوا در هیئت داوری بین‌المللی ادعا کرد که اقدامات دولت اوروگوئه بر اساس بند 5 معاهدة اوروگوئه و سوئیس موجب سلب مالکیت او شده است.[64]

دولت اوروگوئه بیان کرد که اوروگوئه عضو FCTC[65] است و بر اساس این موافقت‌نامه باید بیش از پنجاه درصد پاکت سیگار را به هشدار اختصاص دهد و با استناد به دکترین «قدرت سیاست‌گذاری» بیان کرد که اقدامات او تا زمانی که مشروع، قانونی و برای حفاظت از سلامت عمومی جامعه محسوب شود، سلب مالکیت محسوب نمی‌شود.[66] همچنین بیان کرد که این اقدامات، تأثیر اقتصادی شدیدی بر خواهان نداشته و تجارت وی هنوز هم سودآور باقی مانده است و نمی‌توان این اقدامات را سلب مالکیت دانست. دولت اوروگوئه ادعا داشت بر اساس قانون اوروگوئه، علامت تجاری، حقی برای استفاده از آن به سرمایه‌گذار اعطا نمی‌کند و حقی منفی برای جلوگیری از استفادة اشخاص ثالث از علامت تجاری به او اعطا می‌کند و خواهان حقی ندارد که مورد سلب مالکیت واقع شود.[67]

هیئت داوری بیان کرد که بر اساس قانون اوروگوئه و معاهداتی که اوروگوئه به آن‌ها ملحق شده است، علامت تجاری، حقی انحصاری برای صاحب علامت تجاری جهت ممانعت اشخاص ثالث از استفاده بدون رضایت صاحب علامت از علامت تجاری به وجود می‌آورد و صاحب علامت باید در نظر داشته باشد که ممکن است اقدامات دولت، حق استفادة او را محدود کند.[68] داوران با توجه به قانون داخلی اوروگوئه و حقوق مالکیت فکری بین‌المللی نتیجه گرفتند که علامت تجاری، حقی منفی برای جلوگیری از استفادة اشخاص ثالث از علامت تجاری، به صاحب علامت تجاری اعطا می‌کند و حق مثبتی برای او به وجود نمی‌آورد. اما این بدان معنا نیست که علامت تجاری مال نیست بلکه مالیت دارد؛ بنابراین امکان سلب مالکیت از آن نیز وجود دارد.[69]

بعد از اعلام امکان سلب مالکیت از اموال مالکیت فکری، هیئت داوری به بررسی وقوع سلب مالکیت پرداخت. طرفین در معیار اصلی وقوع سلب مالکیت غیرمستقیم اختلاف­نظر داشتند. خواهان محرومیت اساسی را برای وقوع سلب مالکیت غیرمستقیم کافی می‌دانست اما دولت اوروگوئه بی‌ارزش­شدن سرمایه‌گذاری را برای وقوع سلب مالکیت غیرمستقیم لازم می‌دانست. در نهایت، هیئت داوری معیار «محرومیت اساسی» را پذیرفت[70] و برای تشخیص محرومیت اساسی دو مولفة «شدت» و «مدت» اقدام را معرفی کرد. دولت خواهان ادعا کرده بود که از 13 برند شرکت، 7 برند ممنوع شده است. این ادعا باعث شد این سؤال پیش بیاید که آیا می‌توان سلب مالکیت جزئی را سلب مالکیت در نظر گرفت؟ محکمه اعلام کرد که در این مورد اختلاف­نظر بین محاکم وجود دارد ولی در نهایت، دیدگاهی را پذیرفت که باید کل سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شود. سرانجام، دیوان داوری، محرومیت اساسی در استفاده از منافع سرمایه‌گذاری را احراز نکرد و در نتیجه بیان کرد که در این مورد نیز سلب مالکیتی واقع نشده است.[71]

طبق نظر دیوان داوری، نمی‌توان اقدامات دولت را در اعمال قدرت تنظیم‌گری خود، سلب مالکیت غیرمستقیم دانست. البته اقدامات دولت باید شرایط خاصی مانند حسن‌نیت در اتخاذ تدبیر، حمایت از نفع عمومی و همچنین عدم تبعیض را داشته باشد.[72] اقدامات دولت اوروگوئه در راستای اجرای تعهدات ملی و بین‌المللی خود و محافظت از سلامت عمومی صورت گرفته و با حسن‌نیت و غیرتبعیض‌آمیز بوده است. بین هدفی که دولت قصد رسیدن به آن را داشته و تأثیرات آن بر سرمایه‌گذاری خواهان تناسب وجود داشته است و در نهایت نتیجه گرفت که اقدام دولت اوروگوئه مشروع بوده است و بنابراین نمی‌توان سلب مالکیتی را متصور بود.[73]

اولین پرونده­ای که در رابطه با حقوق مالکیت فکری در ایکسید[74] مطرح شد، دعوای شرکت شِل علیه دولت نیکارگوئه بود.[75] دو شرکت بزرگ نفتی که هر دو متعلق به شرکت شِل بودند، دعوایی را علیه دولت نیکاراگوئه بر مبنای نقض معاهدة سرمایه­گذاری منعقده بین کشور نیکاراگوئه و هلند[76] با ادعای اینکه اقدامات دولت نیکاراگوئه منجر به سلب مالکیت از حقوق علائم تجاری آنان شده است، در مرکز داوری ایکسید مطرح کردند. شرکت بین­المللی شِل که مرکز اصلی آن در هلند واقع است، با برند AG و شرکت شِل نیکاراگوئه با برند SA فعالیت می­کردند. در این قضیه دولت نیکاراگوئه برای حمایت از 500 شهروند خود که مدعی بودند از یک نوع مادة دفع آفات به­ نام DBCP صدمه دیده­اند، با برگزاری یک دادگاه ویژه، ضمن حکم به ممنوعیت استفادة شرکت شِل از علائم تجاری و لوگوی خود در این ­خصوص، استفاده­کنندگان از این علائم را به پرداخت 489 میلیون دلار امریکا محکوم کرد. این ماده در دهه­های 1960 و 1970 در مزارع تولید موز به کار می­رفت. این ماده تحت نام تجاری نماگون[77] به فروش می­رفت و در 1979 بعد از اینکه کشف شد بین استفاده از این ماده و ناباروری ارتباط وجود دارد، فروش آن در ایالات متحده ممنوع اعلام شد. شرکت شِل اعلام کرد که فروش این ماده را از 1978 متوقف کرده است.

شرکت شِل مدعی بود که این حکم، علائم تجاری شرکت­های دیگری را هم که طرف دعوا نبوده­اند به­ویژه شرکت امریکایی شِل را که دارای شخصیت حقوقی مستقل بوده و هیچ گونه فعالیتی هم در این­ خصوص در کشور نیکاراگوئه انجام نداده بود، تحت تأثیر قرار می­داد و بدین ­ترتیب، استدلال می­کردند که حکم دادگاه نیکاراگوئه در ممنوعیت استفاده از علائم تجاری مزبور، منجر به بهره­برداری بدون مجوز و در نتیجه، سلب مالکیت از حقوق مالکیت فکری خواهد شد. علاوه ­بر این مدعی بودند که نظام قضایی کشور نیکاراگوئه واجد استانداردهای لازم برای رسیدگی منصفانه نیست.[78]

در نوامبر 2006 دادگاه تجدیدنظر نیکاراگوئه، رأی دادگاه بدوی را نقض کرد و بدین­ ترتیب، ممنوعیت استفاده از علائم تجاری مزبور از بین رفت. متعاقب این امر، روند رسیدگی ایکسید با درخواست دو شرکت نفتی شِل در دوازدهم مه‌ 2007 متوقف شد.[79]

در 12 سپتامبر 2013، پروندۀ جدیدی در حوزة­ سرمایه­گذاری مالکیت­های فکری از سوی یک شرکت دارویی به طرفیت کانادا[80] مطرح شد. در این پرونده یک دادگاه کانادایی با تفسیری خاص از «مقررۀ کاربردی­بودن»[81] در قانون اختراعات کانادا، مجوز حق اختراع از دو قلم داروی شرکت اِلی را ابطال کرد. این شرکت دارویی معتقد بود که چنین تفسیری از این مقرره با دیدگاه سایر دول عضو نفتا در این ­خصوص و همچنین با سایر مقررات کشور کانادا تعارض داشت. بدین ­ترتیب این شرکت استدلال می­کرد که ابطال حق اختراع آنان به سلب مالکیت غیرمستقیم از دارایی­های فکری آنان خواهد انجامید و همچنین این عمل دولت کانادا مغایر با انتظارات مشروع شرکت در خصوص نحوۀ برخورد دولت میزبان با سرمایه­گذاران خارجی بود.[82]

این شرکت دارویی امریکایی به خاطر تصمیم دولت کانادا برای ابطال حق اختراع دو قلم دارو که مجوز آن از قبل از سوی کانادا اعطا شده بود، 500 میلیون دلار غرامت مطالبه کرد. البته برخی از صاحب­نظران معتقد بودند که هدف اصلی شرکت اِلی مطالبه غرامت نبود، بلکه این شرکت در صدد تغییر قانون اختراعات کانادا در خصوص این موضوع بود.[83]

در 7 نوامبر 2012 اِلی لیلی[84] دعوایی در هیئت داوری، با درخواست غرامت از کانادا بر مبنای تجاوز از تعهداتش در برابر سرمایه‌گذاری بر مبنای نفتا، ماده 1110(سلب مالکیت و غرامت)، ماده 1105(حداقل استاندارد‌های رفتاری) و ماده 1102(رفتار ملی) اقامه کرد.[85] خواهان چندین سؤال مهم طرح کرده بود. اولاً آیا انکار عدالت، تنها مبنای مسئولیت برای اقدامات قضایی بر اساس فصل 11 نفتا است؟ ثانیاً آیا تغییر ناگهانی و چشمگیری در شرط کاربردی­بودن در قانون اختراعات کانادا شکل گرفته است؟ ثالثاً آیا اعمال شرط کاربردی­بودن برای گواهی‌های اختراع ابطال­شده تبعیض‌آمیز بوده است؟ و رابعاً اگر جواب سؤال 2 یا 3 مثبت بود، آیا ابطال گواهی اختراع، نقض مواد 1110 و 1105 نفتا بوده است یا خیر؟[86]

اِلی لیلی در پاسخ به این سؤالات بیان کرد که عطف به ماسبق­شدن قانون در اعمال دکترین کاربردی­بودن اختراع برای گواهی‌های اختراع او بر اساس ماده 1110 سلب مالکیت غیرقانونی سرمایه‌گذاری اوست و همچنین بر اساس ماده 1105 کانادا، حداقل استاندارد‌های رفتاری را نقض کرده است و این بیان را که انکار عدالت، تنها مبنای مسئولیت بر اساس حقوق بین‌الملل است، رد کرد.[87] هر چند با نقض ماده 1110، انکار عدالت اتفاق نیفتاده باشد، اگر این نقض منجر به محرومیت اساسی سرمایه­گذار شود، منجر به سلب مالکیت غیرمستقیم می‌شود.

هیئت داوری بیان کرد اقداماتی که منجر به استنکاف از حق نشود نیز ممکن است تجاوز از حداقل استاندارد‌های رفتاری 1105 باشد[88] و می­توان اقدامات قضایی را سلب مالکیت بر اساس ماده 1110 دانست.

اِلی لیلی ادعا کرد که اقدام دولت کانادا عملی تبعیض‌آمیز و علیه شرکت‌های داروسازی خارجی و به نفع صنایع داروسازی داخلی کانادا است و بر این اساس فقط گواهی اختراع شرکت‌های خارجی ابطال شده است.[89] همچنین این اقدام به‌صورت دلخواه، یکجانبه، غیرقابل پیش‌بینی و بدون هدف مشروع بوده است. دولت کانادا نیز پاسخ داد که این اقدامات، خودسرانه نیست زیرا بر مبنای قواعدی که از گذشته در این سیستم حقوقی وجود داشته بود و صنعت داروسازی داخلی نیز در خطر ابطال گواهی اختراع بوده و خواهان شواهد کافی برای اثبات تبعیض علیه گواهی ثبت اختراع دارویی ارائه نکرده است.[90]

هرچند این پرونده به توسعۀ نظری و آکادمیک تعاملات حقوق مالکیت فکری با حقوق سرمایه‌گذاری خارجی کمک کرد، به نتیجة موردنظر این شرکت امریکایی نینجامید، چرا که این پرونده در اولین قدم و در تبیین اینکه آیا حقوق مورد ادعای خود سرمایه محسوب می­شوند یا نه، با مشکل مواجه بود. کانادا و ایالات متحدة امریکا هر دو عضو موافقت­نامه­های حقوق مالکیت فکری یکسانی هستند. بنابراین باید گفت قلمرو حقوق مالکیت فکری در هر دو کشور با یکدیگر همسان و مشترک است. با وجود این، شرکت دارویی اِلی مدعی نقض هیچ ­یک از انواع حقوق مالکیت فکری خود نبود بلکه معترض به تفسیر حقوقی یک نظام قضایی از یک مقررة قانونی در باب قابلیت ثبت اختراع بود.

به نظر برخی از محققین، معیارهای ارزیابی یک اختراع مثل معیار کارآیی که در پروندة مذکور مطرح شده است، عموماً در چهارچوب اهداف و مقتضیات کلان توسعه­ای یک کشور تعریف می‌شود.[91] دولت­ها از تعریف این معیارها اهداف خاصی را مدنظر دارند. به همین جهت این معیارها از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. حال سؤال این است که آیا حقوق سرمایه­گذار خارجی در این موضوع به ­اندازة کافی تأمین شده است یا نه؟ به نظر می­رسد پاسخ به این سؤال در حیطة اختیارات دولت میزبان باشد که با توجه به نظام حقوق داخلی خود و رویه‌قضایی مرتبط با آن به این سؤال پاسخ دهد. همچنان که در مقدمة موافقت‌نامة تریپس نیز آمده است، اعضا در تفسیر استانداردهای موافقت­نامه­های حقوق مالکیت فکری باید تفاوت­های موجود در نظام­های مختلف حقوقی را نیز در نظر گیرند.

علاوه ­بر این باید توجه داشت که مقررات حقوق مالکیت فکری موافقت‌نامة نفتا با لحاظ مقررات موافقت‌نامة تریپس تنظیم شده و کاملاً با این موافقت­نامه همسو و هماهنگ است. هرچند موافقت‌نامة تریپس، قواعد خاصی در خصوص قابلیت ثبت اختراعات وضع نمود، با احترام به نظام حقوقی دولت­های عضو، قانونگذاری در برخی حوزه­ها را نیز به اعضا واگذار نمود. حکم دادگاه کانادا در ابطال حقوق اختراع شرکت دارویی اِلی منطبق با تعهدات دولت کانادا در موافقت‌نامة تریپس است. به همین دلیل می­توان گفت که این تصمیم، مغایرتی هم با موافقت‌نامة نفتا نخواهد داشت.

ادعای این شرکت دارویی در خصوص نقض انتظارات مشروع این شرکت با معنای پذیرفته­شده از این دکترین در رویة دیوان­های داوری نیز متعارض است. از مداقه در رویة داوری بین­المللی می­توان دریافت که تغییرات عادی در قوانین دولت میزبان، عموماً به معنی نقض انتظارات مشروع سرمایه­گذار خارجی نیست. در یک پرونده، دیوان داوری اذعان داشت که برای یک کشور قابل قبول نیست که تعهد کند در گذر زمان و در مواقع لزوم، قوانین خود را تغییر نخواهد داد یا با قبول شرطی، اختیارات خود را در مواقع بحرانی برای تغییر قوانین، محدود کند. چنین تصوری (تعهد دولت میزبان به عدم تغییر قوانین داخلی) با تفسیر کارآمد معاهدات در تعارض است و اتکای سرمایه­گذاران خارجی به چنین پنداری نامتعارف و غیرمعقول خواهد بود.[92]

در این پرونده نیز باید گفت انتظارات مشروع شرکت دارویی اِلی در چهارچوب قوانین مالکیت فکری دولت میزبان تعریف می­شود و این شرکت نه­تنها باید به قوانین حقوق اختراعات کشور کانادا احترام گذاشته و آن ­را رعایت کند، بلکه باید به دادگاه‌های این کشور نیز حق دهد که معیارهای ارزیابی حق اختراع را مطابق با قوانین داخلی خود اعمال نماید.

 

نتیجه

سلب مالکیت غیرمستقیم از حقوق مالکیت فکری به‌عنوان موضوع مهم در جذب سرمایه‌گذاری خارجی، توجه کشورها را در سال­های اخیر به خود جلب کرده است. معاهدات سرمایه‌گذاری دربردارندة یکسری تعهدات کلی هستند که دولت میزبان مکلف به رعایت آن­هاست. با احتساب حقوق مالکیت فکری به‌عنوان یکی از اشکال سرمایه، نظام حقوق مالکیت فکری نیز از تمامی این حمایت­های معاهده­ای بهره می­برد. تعهدات دولت میزبان در خصوص عدم سلب مالکیت از اموال و حقوق سرمایه­گذاران خارجی، یکی از مهم‌ترین این حمایت­هاست.

همان گونه که ذکر شد، دولت­ها از سه طریق می­توانند در حقوق مالکانة دارندۀ حقوق مالکیت فکری دخالت کرده و آن را محدود کنند: از طریق صدور مجوزهای اجباری بهره­برداری از حقوق مالکیت فکری، با بهره­برداری از فرآیند واردات موازی کالاها و از طریق ابطال یا کاهش مدت حمایت از حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار.

 در خصوص اینکه آیا مجوزهای اجباری بهره­برداری از حقوق مالکیت فکری به‌عنوان سلب مالکیت تلقی می­شوند یا نه، تحلیل سه شرط میزان مداخلة دولت، وضعیت اقدامات صورت­گرفته و ماهیت عمل دولت، ضروری است. البته ممکن است موضوع از پرونده­ای به پروندة دیگر به دلیل تفاوت اوضاع­ و احوال خاص هریک از قضایا، متفاوت باشد. برای ارائة دیدگاهی متقن­تر، از یک ­سو باید عمل دولت و قلمرو محرومیتی را که به خاطر صدور مجوزهای اجباری صادر می­شود در نظر گرفت و از سویی نیز عملکرد سرمایه­گذار یا شرکت خارجی را در خصوص سوء­استفاده از حقوق مالکیت فکری خود بررسی کرد. در این ‌صورت آسان­تر می­توان به انگیزه و اهداف صدور مجوزهای اجباری پی برد.

بدین ­ترتیب می­توان گفت زمانی که دولت میزبان برخلاف مقررات قانونی داخلی یا برخلاف استانداردهای بین­المللی یا توافقات خود در معاهدات سرمایه­گذاری مبادرت به صدور مجوزهای اجباری یا واردات موازی یا ابطال حقوق مالکیت فکری سرمایه­گذار خارجی کند، ممکن است به‌عنوان سلب مالکیت، مکلف به پرداخت غرامت شود. در چنین وضعیتی اولاً سلب مالکیت از نوع سلب مالکیت غیرمستقیم بوده و ثانیاً برای تحقق آن، احراز شروط چهارگانة سلب مالکیت یعنی وجود نفع عمومی، عدم تبعیض، انطباق با قوانین و پرداخت غرامت لازم خواهد بود. علاوه ­بر این موضوع در هر قضیه باید جداگانه و با ‌درنظرگرفتن اوضاع و احوال خاص آن پرونده تحلیل شود.

با توجه به جدیدبودن این موضوع و نبود رویة داوری پربار در این خصوص، تشتت نظرات در آرای دیوان­های داوری دیده می­شود. آرای دیوان­های داوری مؤید وجود روش­های مختلف بررسی و ارزیابی در این موضوع است. به نظر می­رسد یکی از کارآمدترین روش­ها در این ­خصوص، بررسی مقررات و رویة حقوق مالکیت فکری بین‌المللی است، مانند آنچه در تریپس مقرر شد. این روش مخصوصاً زمانی بسیار راه­گشاست که دو طرف معاهدة دوجانبه، طرف معاهدات مالکیت فکری مرتبط یکسانی باشند، مثل موافقت‌نامة تریپس یا معاهداتی که تحت نظر وایپو قرار دارند. در این‌ صورت اگر حقوق بین‌الملل مالکیت فکری، اقدام صورت­گرفته را سلب مالکیت محسوب نکند، محاکم متبوع دو کشور مذکور نیز آن را سلب مالکیت در نظر نخواهند گرفت.

در تحلیل وقوع سلب مالکیت از دارندة حقوق مالکیت فکری و میزان غرامت، منافع کشور میزبان و سرمایه­گذار خارجی هر دو توأمان باید ‌در نظر گرفته شود. بنابراین در خصوص سلب مالکیت از دارایی­های فکری سرمایه­گذاران خارجی، سیاست‌گذاران داخلی باید احتیاط بیشتری به خرج دهند. با توجه به اینکه امروزه استانداردهای ماهوی حقوق مالکیت فکری از طریق معاهدات گسترش پیدا کرده است، در بسیاری از موارد، عدم توجه به این موضوع و عدم تصمیم­گیری دقیق و کارشناسی­شده با ملاحظات توسعه­ای و متقضیات داخلی تعارض پیدا می­کند و ممکن است هزینه­های اجتماعی و اقتصادی گزافی را به نظام اقتصادی تحمیل کند.

 



* استادیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران                        asadlou.m@gmail.com

** نویسندة مسئول، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

r.asadlougharakhanlo@mail.sbu.ac.ir

1. احمد حجازی، «معیارهای سنجش ارزش اموال مصادره­شدة بیگانگان در آرای دیوان داوری دعاوی ایران و ایالات متحده، مجلة حقوقی، نشریة دفتر خدمات حقوقی بین­المللی جمهوری اسلامی ایران» 14 و 15(1370): 85.

2. گودرز افتخار جهرمی، «دیوان داوری دعاوی ایران-ایالات متحده و عملکرد آن در قلمرو حقوق بین­الملل»، مجلة تحقیقات حقوقی دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی 15(1373): 94.

3. آندریاس لوونفلد، حقوق بین­الملل سرمایه­گذاری، ترجمه: محمدجعفر قنبری جهرمی، (تهران: انتشارات جنگل جاودانه، 1390)، 206.

[4]. M. Sornarajah, “The International Law on Foreign Investment,” Cambridge University Press (2010): 367.

[5]. Ursula Kriebaum, "Expropriation", in International Investment Law, ed. M. Bungenberg, J. Griebel, S. Hobe, A. Reinisch (Baden Baden: Nomos, 2013), 10.

[6]. Enrique Prieto Rios and Courtenay Barklem, “The Concept of 'Indirect Expropriation', its Appearance in the International System and its Effects in the Regulatory Activity of Governments,” Civilizar Ciencias Sociales y Humanas - Universidad Sergio Arboleda 11, no. 21 (2011): 78.

[7]. De facto Expropriation

[8]. Creeping Expropriation

[9]. M. Sornarajah, “The International Law on Foreign Investment,” Cambridge University Press (2010): 394-395.

10. ماده ۳۱ موافقت‌نامة تریپس، یکی از مواد مهم و پیچیدة این موافقت­نامه است که به صدور مجوزهای اجباری و استثناهای حقوق انحصاری برای اختراعات می­پردازد. این ماده به­ویژه در زمینة دسترسی به داروها، فناوری‌های حیاتی و تعادل بین حقوق مالکیت فکری و منافع عمومی اهمیت قابل­توجهی دارد. طبق این ماده، هرگاه قانون یک عضو اجازه دهد از موضوع مورد حمایت حق اختراع بدون اجازة دارندة حق (صاحب اختراع) استفاده شود، مفاد زیر باید رعایت گردد:

الف) مجوز چنین استفاده‌ای باید به­صورت موردی بررسی شود. ب) این استفاده تنها در صورتی مجاز است که متقاضی پیش از درخواست، تلاش معقولی برای اخذ مجوز از دارندة حق، تحت شرایط تجاری منصفانه انجام داده باشد و این تلاش‌ها در مدت زمان معقولی به نتیجه نرسیده باشد. این شرط در موارد اضطراری ملی، شرایط فوق‌العاده فوری (مانند بحران‌های بهداشتی) یا استفادة غیرتجاری دولتی الغا می‌شود. در شرایط اضطراری، دارندة حق باید در اسرع وقت مطلع شود. پ) محدوده و مدت استفاده باید به هدفی که برای آن مجوز صادر شده، محدود شود. ت) استفاده باید غیرانحصاری باشد. ث) این مجوز قابل انتقال به دیگران نیست، مگر همراه با انتقال بخشی از بنگاه اقتصادی مرتبط با آن. ج) استفادة مجاز باید عمدتاً برای تأمین بازار داخلی کشور صادرکنندة مجوز باشد. چ) در صورت رفع شرایطی که منجر به صدور مجوز شده، مجوز باید لغو شود (مگر آنکه تداوم آن برای منافع عمومی ضروری باشد). مراجع صلاحیت‌دار باید امکان بررسی مجدد شرایط را داشته باشند. ح) به دارندة حق باید غرامت منصفانة متناسب با ارزش اقتصادی مجوز پرداخت شود. خ) اعتبار قانونی هر تصمیم مربوط به صدور مجوز باید توسط مرجع قضایی یا نهاد مستقل عالی بررسی شود. د) تصمیمات مربوط به میزان غرامت نیز باید توسط مرجع قضایی یا نهاد مستقل بررسی شود.

[11]. در حوزة حقوق مالکیت ادبی و هنری، دو نوع مجوز اجباری وجود دارد: مجوزهای قانونی و مجوزهای صادره بر اساس ضمیمة کنوانسیون برن که برای کشورهای در حال­ توسعه پیش­بینی شده است. در مجوزهای قانونی، خود قانونگذار رأساً اجازة استفاده از اثر را بدون اجازه از پدیدآورندة آن، البته با رعایت شرایطی مثل پرداخت عوض عادلانه تجویز می­کند. کنوانسیون برن، امکان صدور مجوزهای قانونی را در دو مورد مقرر کرده است: 1. در مورد حق پخش رادیویی و تلویزیونی و انتقال به عموم از طریق سیم، پخش مجدد رادیو تلویزیونی، پخش از طریق بلندگو یا هر وسیلة مشابه دیگر مربوط به پخش رادیو تلویزیونی اثر (بند 2 ماده 11 مکرر). 2. در مورد ضبط آثار موسیقی و کلام‌های مرتبط با آن (بند 1 ماده 13). علاوه بر این، ضمیمة کنوانسیون برن، حاوی موادی است که برای کشورهای در حال ­توسعه پیش­بینی شده است. اعضای سازمان ملل متحد در صورت الحاق به کنوانسیون برن و پذیرش ضمیمة آن، می­توانند از امتیازات آن بهره­مند گردند. محمود صادقی و منصور خاکپور، «موجبات اعطای مجوز اجباری بهره‌برداری از حقوق مالکیت فکری»، مدرس علوم انسانی، ویژه‌نامة حقوق 11، 54(1386): 158-155.

[12]. Valentina Sara Vadi, “Access to Essential Medicines & International Investment Law: The Road Ahead,” The Journal of World Investment & Trade 8, no. 4 (2007): 512.

[13]. Ibid.

[14]. Christopher Gibson, “A Look at the Compulsory License in Investment Arbitration: The Case of Indirect Expropriation,” American University International Law Review 25 (2009): 22.

[15]. پوریا عسگری، حقوق سرمایه­گذاری خارجی در رویة داوری بین­المللی( تهران: نشر شهر دانش، 1391)، 263.

[16]. Montserrat Corbella-Valea, “Indirect Expropriation and Resource Nationalism in Brazil’s Mining Industry,” The University of Miami Inter-American Law Review 46, no. 1 (2014): 68.

[17]. Tsai-yu Lin, “Compulsory License for Access to Medicines, Expropriation and Investor-State Arbitration under Bilateral Investment Agreements: Are There Issues beyond the Trips Agreement?,” IIC-International Review of Intellectual Property and Competition Law 40 (2009): 157.

[18]. Metalclad Corporation v. The United Mexican States,Award 30 August 2000, ICSID Case No. ARB(AF)/97/1

[19]. Andrew Newcombe, “The Boundaries of Regulatory Expropriation in International Law,” ICSID Review 20, no. 1 (2005): 32-35.

[20]. در پرونده‌های CME Czech Republic B. V. (The Netherlands) v. The Czech Republic رأی نهایی داوری UNCITRAL در 2003 به این نکته اشاره کرد که سلب مالکیت فقط آن اعمالی را که به­وضوح مانع مالکیت سرمایه‌گذار می‌شوند شامل نمی‌شود و اعمالی که تأثیر آن منجر به ایجاد مانعی جدی در برابر سرمایه‌گذار می‌شود نیز سلب مالکیت غیرمستقیم است.

[21]. در پروندة Ruckelshaus v. Monsanto Co., 467 U.S. 986 (1984) در ارزیابی وجود انتظارات مشروع برای مونسانتو(Monsanto) برای محرمانه نگه­داشتن اسرار آن، دادگاه عالی امریکا بیان داشت که انتظارات مشروع سرمایه‌گذار، شامل انتظارات یک­طرفة سرمایه‌گذار نمی‌شود.

[22]. در ISID Case No. ARB/98/4, Award, para.35 (December 8, 2000). In Wena Hotels v. Egypt حق مدیریت هتل برای یک سال منع شده بود و هیئت داوری بیان کرد که منع یک ساله برای تحقق سلب مالکیت، کافی است. در کل، استاندارد ثابتی برای بررسی طول مدت محرومیت برای وقوع سلب مالکیت غیرمستقیم وجود ندارد.

[23]. ماده 28 موافقت‌نامة تریپس مقرر کرده است: «۱ـ ثبت اختراع به مالک آن، حقوق انحصاری زیر را اعطا خواهد کرد:
الف) در مواردی که موضوع ثبت یک محصول است، چنانچه اشخاص ثالث بدون موافقت مالک، اقدام به ساخت، استفاده، عرضه برای فروش یا وارد‌کردن این محصول برای مقاصد یادشده کرده باشند، از اقدامات آن‌ها جلوگیری به عمل آورد.
ب) در موردی که موضوع، ثبت یک فرآیند است، چنانچه اشخاص ثالث بدون موافقت مالک، اقدام به استفاده از فرآیند کرده باشند، از این اقدام و همین طور از استفادة عرضه برای فروش، فروش یا وارد‌کردن دست‌کم محصولی که مستقیماً از این فرآیند برای مقاصد یادشده به ‌دست می‌آید، جلوگیری به‌ عمل آورد. ۲ـ مالکان اختراعات ثبت­شده همچنین از حق واگذاری یا انتقال اختراع ثبت­شده از طریق ارث و انعقاد قراردادهای اعطای پروانه (مجوز) برخوردار خواهند بود».

ماده 33 نیز در خصوص مدت حمایت از این حقوق انحصاری مقرر می­دارد: «مدت حمایت قبل از انقضای بیست سال از تشکیل پرونده پایان نخواهد یافت».

[24]. Supra note 14, 27.

[25]. Supra note 12, 513.

[26]. Zhang Yi, “Criteria in Determining Indirect Expropriation in International Investment Arbitration: Doctrinal Investigation and New Developments,” Foundation for Law and International Affairs Review 3, no. 3 (2022): 135.

[27]. Police Powers Doctrine

[28]. Ping An Life Insurance Company, Limited and Ping An Insurance (Group) Company, Limited v. The Government of Belgium, Award 30 April 2015, ICSID Case No. ARB/12/29 , paras. 51-65.

[29]. Rudolf Dolzer, “Indirect Expropriations: New Developments?,” New York University Environmental Law Journal 11 (2002): 64, 91.

[30]. Saluka v Czech Republic, UNCITRAL, Partial Award 17 March 2006.

de Santa Elena, Compania del Desarrollo. SA v. Republic of Costa Rica, Award, 2000, ICSID Case No. ARB/96/1. para 255.

[31]. USMCA

[32]. Supra note 26, 136.

[33]. Ibid., 140-141.

[34]. Ibid.

[35]. Supra note 12, 513.

[36]. محسن صادقی، حمایت از ابداعات دارویی و الحاق به سازمان جهانی تجارت (تهران: نشر میزان، 1387)، 511-512.

[37]. National Exhaustion

[38]. Supra note 12, 513.

[39]. Regional Exhaustion

[40]. Ibid.

[41]. International Exhaustion

[42]. Ibid.

[43]. Robert Bird and Daniel R. Cahoy, “The Impact of Compulsory Licensing on Foreign Direct Investment: A Collective Bargaining Approach,” American Business Law Journal 45, no. 2 (2008): 298.

[44]. Lynne Eagle, Philip J. Kitchen, Lawrence Rose, and Brendan Moyle, “Brand Equity and Brand Vulnerability: The Impact of Gray Marketing/Parallel Importing on Brand Equity and Values,” European Journal of Marketing 37, no. 10 (2003): 1337.

[45]. Supra note 12, 513.

[46]. حامد معینی و سعیده قاسمی­پور، «دکترین سوءاستفاده از حق در مالکیت ادبی و هنری»، فصلنامة حقوق پزشکی، ویژه­نامة حقوق مالکیت فکری 6 (1391): 196.

[47]. Supra note 12, 511.

[48]. شق سوم بند (الف) ماده 5 کنوانسیون پاریس مقرر می­دارد: «الغاء ورقة اختراع را نمی‌توان پیش‌بینی کرد مگر اینکه مقررات راجع به الزام در بهره‌برداری از حق اختراع، برای جلوگیری از سوء‌استفاده کافی نباشد. بطلان ورقة اختراع یا دعوای ابطال ورقة اختراع قبل از انقضاء دو سال از تاریخ دادن اولین اجازة بهره‌برداری الزامی جایز نیست».

[49]. Andrew Paul Newcombe and Lluis Paradell, “Law and Practice of Investment Treaties: Standards of Treatment,” Kluwer Law International (2009): 351-352.

[50]. Lukas Vanhonnaeker, “Intellectual Property Investments How to Apply International Investment Law's Standard of Protection Against Expropriation to Intellectual Property Rights Investments?,” McGill University (2014): 66.

[51]. de Santa Elena, Compania del Desarrollo. SA v. Republic of Costa Rica, Award, 2000, ICSID Case No. ARB/96/1.

[52]. Valentina Sara Vadi, “Access to Medicines Versus Protection of ‘Investments’ in Intellectual Property: Reconciliation Through Interpretation?,” Law in the Pursuit of Development: Principles into Practice? (2009): 60.

[53]. Lara Liberti, “Intellectual Property Rights in International Investment Agreements,” OECD Working Papers on International Investment (2010): 16.

[54]. June Eunyeong Park, “The Impact of Investor-State Dispute Settlement on States’ IP Legal Regime: A Comparative Study on International Investment Agreements,” Available at SSRN 2739767 (2015): 13.

[55]. Valentina S. Vadi, “Trade Mark Protection, Public Health and International Investment Law: Strains and Paradoxes,” European Journal of International Law 20, no. 3 (2009): 781.

[56]. Christine Haight Farley, “Trips-Plus Trade and Investment Agreements: Why More May Be Less for Economic Development,” University of Pennsylvania Journal of International Law 35, no. 101 (2014): 1066.

[57]. Molinuevo, Martin, Can Foreign Investors in Services Benefit from WTO Dispute Settlement? Legal Standing and Remedies in WTO and International Arbitration, NCCR Trade Regulation Working Paper No. 2006/17, (2006): 15.

[58]. NAFTA

[59]. Supra note 53, 16.

[60]. Ibid.

[61]. Andrew Paul Newcombe, “Regulatory Expropriation, Investment Protection and International Law: When Is Government Regulation Expropriatory and When Should Compensation Be Paid?,” University of Toronto (1999): 164.

[62]. Marlboro

[63]. FTR S.A. v. Oriental Republic of Uru., Request for Arbitration, 19 Feb. 2010, ICSID Case No. ARB/10/7., http://www.smoke-free.ca/eng-)home/ 201 O/PMIvsUruguay/PMI-uruguay/o2Ocomplaint0001.pdf.

[64]. Philip Morris v Uruguay, ICSID Case No. ARB/10/7, Award (8 July 2022), para 180.

[65]. Framework Convention on Tobacco Control

[66]. Ibid., para 181.

[67]. Ibid., para 181.

[68]. Ibid., para 271.

[69]. Ibid., para 274.

[70]. Ibid., para 192.

[71]. Ibid., para 284.

[72]. Ibid., para 305.

[73]. Ibid., paras 306–307.

[74]. International Centre for the Settlement of Investment Disputes (ICSID)

[75]. Shell Brands International AG and Shell Nicaragua S.A. v. Republic of Nicaragua,ICSID Case No. ARB/06/14.

[76]. Agreement on Encouragement and Reciprocal Protection of Investments between the Republic of Nicaragua and the Kingdom of the Netherlands, signed on 28 Aug. 2000 and entered into force on 11 Oct. 2002, available at www . sice . oas . org / ctyindex / NIC / NICBITs_e . asp (last visited 23 May 2022).

[77]. Nemagon

[78]. Supra note 55,784.

[79]. Ibid., 785.

[80]. Eli Lilly v. Can., UNCITRAL, Notice of Arbitration 12 Sept. 2013, ICSID Case No. UNCT/14/2., available at http://italaw.com/ sites/default/files/case-documents/italaw1582.pdf [hereinafter Notice of Arbitration Against Canada]. accessed 12 July 2016.

[81]. Utility Requirements

[82]. این پرونده یکی از مهم‌ترین پرونده­هایی است که تا کنون در حوزة حمایت از حقوق مالکیت فکری در نظام حقوق سرمایه­گذاری خارجی مطرح شده است. برای مطالعة بیشتر، ن.ک:

Baker, Brook K., and Katrina Geddes. "Corporate power unbound: investor-state arbitration of IP monopolies on medicines-Eli Lilly v. Canada and the Trans-Pacific Partnership Agreement." J. Intell. Prop. L. 23 (2015).

[83]. Ruth L. Okediji, “Is Intellectual Property Investment-Eli Lilly v. Canada and the International Intellectual Property System,” University of Pennsylvania Journal of International Law 35 (2013): 1121.

[84]. Eli Lilly

[85]. Eli Lilly & Co. v. Gov’t of Can., Notice of Intent to Submit a Claim to Arbitration under NAFTA Chapter Eleven , 7 Nov., 2012, ICSID Case No. UNCT/14/2, para 87.

[86]. Ibid., para 110.

[87]. Ibid., para 174.

[88]. Ibid., para 223.

[89]. Ibid., para 401.

[90]. Ibid., para 410.

[91]. Mark A. Lemley and Dan L. Burk, “Policy Levers in Patent Law,” Virginia Law Review 89 (2003): 1644-46.

[92]. Cont’l Cas. Co. v. Argentine Republic, Certified Award, 27 Aug., 2008, ICSID Case No. ARB/03/9, para 258.

منابع:
الف. فارسی
ـ کتاب
1.        سلجوقی، محمود. حقوق بین­الملل خصوصی، تعارض قوانین، جلد دوم، تهران: نشر دادگستر، 1377.
2.        صادقی، محسن. حمایت از ابداعات دارویی و الحاق به سازمان جهانی تجارت، تهران: نشر میزان، 1387.
3.        عابد خراسانی، محمودرضا. سلب مالکیت از بیگانگان در حقوق بین­الملل، تهران: نشر دادگستر، 1379.
4.        لوونفلد، آندریاس. حقوق بین­الملل سرمایه­گذاری، ترجمه: محمدجعفر قنبری جهرمی، تهران: انتشارات جنگل جاودانه، 1390.
 
ـ مقاله
1.        افتخار جهرمی، گودرز، «دیوان داوری دعاوی ایران ـ ایالات متحده و عملکرد آن در قلمرو حقوق بین­الملل»، مجلة تحقیقات حقوقی، دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی، شمارة 15(1373).
2.        حجازی، احمد، «ارزش اموال مصادره­شدة بیگانگان در آرای دیوان داوری دعاوی ایران و ایالات متحده»، مجلة دفتر خدمات حقوقی بین­المللی جمهوری اسلامی ایران، شمارة 14 و 15(1370).
3.        صادقی، محمود و منصور خاکپور، «موجبات اعطای مجوز اجباری بهره‌برداری از حقوق مالکیت فکری»، مدرس علوم انسانی، ویژه‌نامة حقوق 11، شمارة 54 (1386).
4.        معینی، حامد و سعیده قاسمی­پور، «دکترین سوءاستفاده از حق در مالکیت ادبی و هنری»، فصلنامة حقوق پزشکی، ویژه­نامة حقوق مالکیت فکری، شمارة 6 (1391).
 
ب. انگلیسی
- Articles 
1.         Park, June Eunyeong, "The Impact of Investor-State Dispute Settlement on States’ IP Legal Regime: A Comparative Study on International Investment Agreements". (2015).
2.         Bird, Robert, and Daniel R. Cahoy, "The Impact of Compulsory Licensing on Foreign Direct Investment: A Collective Bargaining Approach". American Business Law Journal 45, no. 2 (2008).
3.         Eagle, Lynne, and Philip J. Kitchen and Lawrence Rose and Brendan Moyle, "Brand Equity and Brand Vulnerability: The Impact of Gray Marketing/Parallel Importing on Brand Equity and Values". European Journal of Marketing 37, no. 10 (2003).
4.         Farley, Christine Haight, "Trips-Plus Trade and Investment Agreements: Why More May Be Less for Economic Development". University of Pennsylvania Journal of International Law 35, no. 101 (2014).
5.         Gibson, Christopher S, "A Look at the Compulsory License in Investment Arbitration: The Case of Indirect Expropriation". American University International Law Review 25 (2009).
6.         Kriebaum, Ursula. "Expropriation". In International Investment Law, edited by M. Bungenberg, J. Griebel, S. Hobe and A. Reinisch, 749-802. Baden Baden: Nomos, 2013.
7.         Lemley, Mark A., and Dan L. Burk, "Policy Levers in Patent Law". Virginia Law Review 89 (2003).
8.         Liberti, Lara, "Intellectual Property Rights in International Investment Agreements". OECD Working Papers on International Investment (2010).
9.         Lin, Tsai-yu, "Compulsory License for Access to Medicines, Expropriation and Investor-State Arbitration under Bilateral Investment Agreements: Are There Issues beyond the Trips Agreement?". IIC-International Review of Intellectual Property and Competition Law 40 (2009).
10.     Corbella-Valea, Montserrat, "Indirect Expropriation and Resource Nationalism in Brazil's Mining Industry". The University of Miami Inter-American Law Review 46, no. 1 (2014).
11.     Newcombe, Andrew, "The Boundaries of Regulatory Expropriation in International Law". ICSID Review-Foreign Investment Law Journal 20, no. 1 (2005).
12.     Newcombe, Andrew Paul, and Lluis Paradell, "Law and Practice of Investment Treaties: Standards of Treatment". Kluwer Law International (2009).
13.     Newcombe, Andrew Paul, "Regulatory Expropriation, Investment Protection and International Law: When is Government Regulation Expropriatory and When Should Compensation be Paid?". (1999).
14.     Okediji, Ruth L., "Is Intellectual Property Investment-Eli Lilly v. Canada and the International Intellectual Property System". University of Pennsylvania Journal of International Law 35 (2013).
15.     Prieto Rios, Enrique, and Courtenay Barklem, "The Concept of 'Indirect Expropriation', its Appearance in the International System and its Effects in the Regulatory Activity of Governments". Civilizar Ciencias Sociales y Humanas - Universidad Sergio Arboleda 11, no. 21 (2011).
16.     Dolzer, Rudolf, "Indirect Expropriations: New Developments?". New York University Environmental Law Journal 11, no. 1 (2001).
17.     Sornarajah, M, "The International Law on Foreign Investment". Cambridge University Press (2010).
18.     Vadi, Valentina, "Access to Essential Medicines & International Investment Law-The Road Ahead". Journal of World Investment & Trade 8 (2007).
19.     Vanhonnaeker, Lukas, "Intellectual Property Rights as Investments: How to Apply International Investment Law's Standards of Protection to Intellectual Property Rights?". (2014).
20.     Vadi, Valentina Sara, "Access to Medicines Versus Protection of 'Investments' in Intellectual Property: Reconciliation Through Interpretation?" Law in the Pursuit of Development: Principles into Practice? (2009).
21.     Vadi, Valentina S, "Trade Mark Protection, Public Health and International Investment Law: Strains and Paradoxes". European Journal of International Law 20, no. 3 (2009).
22.     Yi, Zhang, "Criteria in Determining Indirect Expropriation in International Arbitration: Doctrinal Investigation and New Developments". Foundation for Law and International Affairs Review 3, no. 3 (2022).
 
- Cases
1.         Metalclad Corporation v. The United Mexican States, Award 30 August 2000, ICSID Case No. ARB(AF)/97/1
2.         Ping An Life Insurance Company, Limited and Ping An Insurance (Group) Company, Limited v. The Government of Belgium, Award 30 April 2015, ICSID Case No. ARB/12/29
3.         Saluka v Czech Republic, UNCITRAL, Partial Award 17 March 2006.
4.         de Santa Elena, Compania del Desarrollo. SA v. Republic of Costa Rica, Award, 2000, ICSID Case No. ARB/96/1.
5.         Molinuevo, Martin, Can Foreign Investors in Services Benefit from WTO Dispute Settlement? Legal Standing and Remedies in WTO and International Arbitration (August 1, 2006). NCCR Trade Regulation Working Paper No. 2006/17.
6.         FTR S.A. v. Oriental Republic of Uru., Request for Arbitration, 19 Feb. 2010, ICSID Case No. ARB/10/7.
7.         Philip Morris v Uruguay, Award 8 July 2016, ICSID Case No. ARB/10/7.
8.         Shell Brands International AG and Shell Nicaragua S.A. v. Republic of Nicaragua, ICSID Case No. ARB/06/14.
9.         Eli Lilly v. Can., UNCITRAL, Notice of Arbitration 12 Sept. 2013, ICSID Case No. UNCT/14/2.
10.     Cont’l Cas. Co. v. Argentine Republic, Certified Award, 27Aug. 2008, ICSID Case No. ARB/03/9.

  • تاریخ دریافت 26 آبان 1403
  • تاریخ بازنگری 10 اردیبهشت 1404
  • تاریخ پذیرش 10 اردیبهشت 1404