مجله حقوقی بین المللی

مجله حقوقی بین المللی

رویکرد دیوان اروپایی حقوق بشر در تبیین مفهوم مصالح عالیه کودک در رابطه با حق زندگی خانوادگی در رویه‌های پناهندگی

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسنده
گروه حقوق بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
10.22066/cilamag.2025.2058966.2729
چکیده
با توجه به گسیل گسترده پناهجویان به اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر و با در نظر داشتن این نکته که مصالح عالیه کودک، در کلیه اقدام‌ها، خصوصاً در رابطه با رویه‌های پناهندگی، باید به عنوان یک ملاحظه اوّلیه در نظر گرفته شود، رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر در تبیین مفهوم مصالح عالیه کودک در این رویه‌ها بسیار پر اهمیت تلقی می‌شود. با اینحال سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، آن است که دیوان چگونه مفهوم مصالح عالیه کودک را در رابطه با حق زندگی خانوادگی در رویه‌های پناهندگی تفسیر و تبیین نموده است؟ به-نظر می‌رسد دیوان ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را با توجه به استثنائات مطرح در مورد این ماده، تفسیر نموده است. در این راستا، دیوان در تفسیر ماده 8 مبنی بر حق زندگی خانوادگی، بیان می‌دارد که ممکن است کودک درصورتی‌که حقوق و آزادی‌های دیگران در خطر باشد، از حق زندگی خانوادگی محروم شود؛ بااین‌حال این محرومیت از حق صرفاً زمانی ممکن است با اصل مصالح عالیه کودک همسو باشد که اوّلاً این محرومیت بدون تبعیض صورت پذیرفته باشد، ثانیاً محرومیت ضرورت داشته باشد و ثالثاً عمل محدود نمودن حق زندگی خانوادگی با حقوق و آزادی‌هایی که از دیگران سلب شده است، تناسب داشته باشد.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The approach of the European Court of Human Rights in determining the concept of the best interests of the child related to family life in asylum procedures

نویسنده English

ahmadreza azarpendar
Public International Law Department, Law and Political Science Faculty, Kharazmi University, Tehran, Iran
چکیده English

رویکرد دیوان اروپایی حقوق بشر در تبیین مفهوم مصالح عالیه کودک در رابطه با حق زندگی خانوادگی در رویه‌های پناهندگی

چکیده تفصیلی

در سال‌های اخیر، بحران‌های مهاجرتی ناشی از جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای نظیر درگیری‌های موجود در سوریه، افغانستان و اوکراین، موج گسترده‌ای از پناه‌جویان را به‌سوی اتحادیه اروپا سوق داده است. آمارهای آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا (EUAA) در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که بیش از ۳۰ درصد متقاضیان پناهندگی در اتحادیه اروپا را کودکان زیر ۱۸ سال تشکیل می‌دهند. بسیاری از این کودکان بدون همراه هستند و در معرض خطراتی همچون قاچاق انسان، خشونت و بهره‌کشی قرار دارند. این وضعیت، لزوم توجه به «مصالح عالیه کودک» را به‌عنوان محوری اساسی در تصمیم‌گیری‌های حقوقی و سیاست‌گذاری‌های مرتبط با پناهندگی برجسته ساخته است. دیوان اروپایی حقوق بشر (ECtHR) با تکیه بر تفسیر ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (حق زندگی خانوادگی) و ماده ۳ کنوانسیون حقوق کودک (اولویت مصالح کودک)، می‌کوشد تعادلی میان حق دولت‌ها در کنترل مرزها و حقوق بنیادین کودکان برقرار کند.

مبانی حقوقی: ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر

ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، حق احترام به زندگی خانوادگی را به رسمیت می‌شناسد و دولت‌ها را موظف به رعایت دو نوع تعهد می‌کند؛ این دو نوع تعهد عبارت از تعهد سلبی (پرهیز از مداخله خودسرانه در زندگی خانوادگی) و تعهد ایجابی (اتخاذ اقدامات مثبت برای حمایت از این حق) می‌باشند. بااین‌حال، این حق مطلق نیست و ماده ۸ (۲) به دولت‌ها اجازه می‌دهد تحت شرایط خاصی نظیر حفظ نظم عمومی، امنیت ملی یا حقوق و آزادی‌های دیگران، آن را محدود کنند. دیوان در تفسیر این ماده، سه اصل کلیدی را برای انطباق محدودیت‌ها با مصالح عالیه کودک تعیین کرده است:

۱. منع تبعیض: محدودیت‌ها نباید مبتنی بر تفاوت‌های ناروا مانند قومیت، وضعیت اقامت یا زمان ازدواج باشد.

۲. ضرورت: محدودیت تنها در صورت وجود «نیاز فوری اجتماعی» و پس از ارزیابی مستقیم تأثیر آن بر رفاه جسمی و روانی کودک مجاز است.

۳. تناسب: اقدامات دولتی باید متناسب با خطری باشد که هدف جلوگیری از آن است و کمترین آسیب را به حقوق کودک وارد کند.

اصل منع تبعیض در رویه قضایی دیوان

دیوان در چندین پرونده، تبعیض در اعمال حق زندگی خانوادگی را محکوم کرده و بر لزوم رعایت اصل برابری تأکید نموده است. به‌عنوان‌مثال، در پرونده بیائو علیه دانمارک، قانونی که حق همبستگی خانوادگی را منوط به ۲۸ سال تابعیت می‌کرد، به‌عنوان تبعیض غیرمستقیم قومی شناسایی شد. دیوان اعلام کرد چنین قوانینی نه‌تنها با ماده ۸ کنوانسیون، بلکه با اصل مصالح عالیه کودک در تضاد است. در پرونده نیدزویکی علیه آلمان، تفاوت در اعطای مزایای کودک به والدین دارای اقامت دائم و موقت، ناقض ماده ۸ دانسته شد. دیوان استدلال کرد که نوع اجازه اقامت نمی‌تواند مبنای محرومیت کودکان از حقوق اساسی باشد. همچنین در پرونده هد و عبدی علیه بریتانیا، تمایز بین پناهندگان و سایر مهاجران در حق همبستگی خانوادگی، بدون توجیه مشروع، رد شد. دیوان تأکید کرد که زمان ازدواج (پیش یا پس از مهاجرت) نمی‌تواند تأثیری بر حق زندگی خانوادگی داشته باشد.

اصل ضرورت و ارزیابی تأثیرات بر کودک

دیوان در بررسی «ضرورت»، همواره بر لزوم ارزیابی مستقیم تأثیر تصمیمات بر سلامت جسمی و ذهنی کودک تأکید دارد. در پرونده پوپوف علیه فرانسه، بازداشت کودکان در مراکز مهاجرتی طراحی‌شده برای بزرگ‌سالان، به دلیل عدم تناسب با اهداف اداری و آسیب‌های روانی ناشی از آن، نقض ماده ۸ شناخته شد. دیوان خاطرنشان کرد که دولت‌ها موظف‌اند در بازداشت خانواده‌ها، شرایط خاص کودکان را مدنظر قرار دهند. در مقابل، در پرونده عاصم حسنعلی علیه دانمارک، اخراج پدر مجرم به دلیل ارتکاب جرم شدید (قاچاق مواد مخدر)، با وجود تأثیر منفی بر فرزندان، به دلیل اولویت نظم عمومی توجیه شد. دیوان پذیرفت که در مواردی که جرائم سنگین ارتکاب یافته، منافع عمومی ممکن است بر مصالح کودک ارجحیت یابد.

اصل تناسب و تعادل منصفانه

دیوان در بررسی تناسب اقدامات دولتی، بر لزوم ایجاد «تعادل منصفانه» بین منافع عمومی و حقوق کودک تأکید می‌کند. در پرونده موگنزی علیه فرانسه، رد درخواست همبستگی خانوادگی به دلیل اشتباه در ارزیابی سن کودک (با روش‌های غیردقیق مانند معاینه دندان‌ها)، نقض ماده ۸ تشخیص داده شد. دیوان اعلام کرد که مقامات ملی باید از روش‌های علمی و انسانی برای تعیین سن استفاده کنند. در پرونده الغاتت علیه سوئیس، ادعای دولت مبنی بر وجود روابط خانوادگی قوی‌تر در کشور مبدأ (مصر) پذیرفته شد، اما دیوان هشدار داد که مصالح کودک نباید صرفاً به‌عنوان بهانه‌ای برای محدودیت‌های ناعادلانه استفاده شود. همچنین در پرونده رودریگز داسیلوا علیه هلند، دیوان نقض ماده ۸ را به دلیل اولویت دادن منافع اقتصادی دولت بر حق زندگی خانوادگی مادر و کودک احراز کرد.

چالش‌های پیشرو در اجرای مصالح عالیه کودک

ذکر این نکته حائز اهمیت است که اجرای مصالح عالیه کودک، خصوصاً در زمینه حق زندگی خانوادگی دارای چالش‌های متعددی است. این چالش‌ها را می‌توان در سه قالب زیر احصا نمود:

۱. عدم تعریف عینی: نبود تعریف جهانی و عینی از «مصالح عالیه کودک» منجر به تفسیرهای متناقض توسط دولت‌ها شده است. برای مثال، در پرونده الغاتت، استناد سوئیس به مصالح کودک در کشور خاستگاه، نادیده‌گیری آسیب‌پذیری‌های خاص کودکان پناه‌جو را در پی داشت.

۲. تعارض منافع: در مواردی مانند اخراج والدین مجرم، تعیین اولویت بین نظم عمومی و مصالح کودک به‌ویژه هنگام ارتکاب جرائم شدید، چالشی پیچیده است.

۳. ناهماهنگی سیاست‌های مهاجرتی: تفاوت در رویه‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا، نابرابری در حمایت از کودکان پناه‌جو را تشدید کرده است. برای نمونه، برخی کشورها اجازه اقامت موقت را به‌عنوان مبنای محرومیت از حقوق کودک می‌دانند، درحالی‌که دیگران چنین نمی‌کنند.

نتیجه‌گیری و راهکارهای پیشنهادی

دیوان اروپایی حقوق بشر با توسعه «آزمون تعادل منصفانه»، گام‌های مهمی در نهادینه‌سازی مصالح عالیه کودک برداشته است. این آزمون، دولت‌ها را ملزم می‌کند تأثیر تصمیمات خود بر کودکان را به‌صورت مستقل ارزیابی کنند و تنها در مواردی که منافع عمومی به‌طور قاطعانه غالب است، محدودیت‌ها را توجیه نمایند. بااین‌حال، تحقق عینی این اصل نیازمند اقدامات عملی است:

- تدوین دستورالعمل‌های مشترک در سطح اتحادیه اروپا: تعیین معیارهای حداقلی مانند سن کودک، وابستگی عاطفی، خطرات بازگشت به کشور مبدأ و وجود شبکه‌های حمایتی.

- آموزش تخصصی مقامات ملی: افزایش آگاهی کارگزاران دولتی در حوزه حقوق کودک و روش‌های ارزیابی مصالح عالیه.

- ایجاد نهادهای نظارتی مستقل: نظارت بر شرایط کودکان در مراکز پذیرش و بررسی شکایت‌های مرتبط با نقض حقوق آنان.

- تقویت همکاری بین‌المللی: مبارزه با قاچاق انسان و بهبود شرایط زندگی کودکان در کشورهای مبدأ از طریق همکاری با سازمان‌های بین‌المللی.

درنهایت، تبدیل مصالح عالیه کودک از یک اصل حقوقی به واقعیت عملی، مستلزم تغییر نگرش سیاستمداران و نهادهای اروپایی است. این امر تنها با اولویت دادن انسان‌مداری بر کنترل مرزها و اتخاذ سیاست‌های یکپارچه مبتنی بر عدالت محقق خواهد شد. کودکان پناه‌جو نه به‌عنوان «آمار مهاجرتی»، بلکه به‌عنوان دارندگان حقوق بشری، سزاوار حمایت و احترام هستند.

کلیدواژه‌ها English

European Court of Human Rights
the best interests of the child
Asylum Procedures
the right to family life
Child’s Rights

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 02 تیر 1404

  • تاریخ دریافت 10 اردیبهشت 1404
  • تاریخ بازنگری 10 خرداد 1404
  • تاریخ پذیرش 02 تیر 1404