نوع مقاله : پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
چالشهای شناساییِ مبارزه با تروریسمِ سازمانیافته فراملی به عنوان مخاصمه مسلحانه در حقوق بینالملل بشردوستانه
مقدمه و بیان مسئله:
تحولات امنیتی دهههای اخیر و گسترش فعالیت گروههای تروریستی سازمانیافته فراملی، ماهیت روابط و مخاصمات مسلحانه را در عرصه بینالمللی دستخوش تغییر کرده است. گروههایی که از ساختار سازمانی منسجم، ظرفیت عملیاتی گسترده، منابع مالی و تسلیحاتی و امکان فعالیت در قلمرو چند دولت برخوردارند، در موارد متعددی هدف عملیات نظامی دولتها در خارج از قلمرو سرزمینی خود قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، یکی از مسائل اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه، تعیین ماهیت حقوقی این درگیریها و مشخص کردن قواعد حاکم بر آنهاست. اهمیت این موضوع از آن جهت است که اعمال قواعد حقوق بشردوستانه، از جمله قواعد مربوط به رفتار با افراد، حمایت از غیرنظامیان، نحوه انجام عملیات نظامی و وضعیت اشخاص خارج از رده رزمی، در گرو احراز وجود و تعیین نوع مخاصمه مسلحانه است. از سوی دیگر، استفاده دولتها از عنوان «مبارزه با تروریسم» نباید موجب خروج خودکار عملیات نظامی از قلمرو حقوق بشردوستانه شود.
هدف پژوهش:
پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که درگیری میان دولتها و گروههای تروریستی سازمانیافته فراملی در کدام قالب از مخاصمات مسلحانه قابل طبقهبندی است و قواعد موجود حقوق بینالملل بشردوستانه تا چه میزان ظرفیت پوشش و تنظیم این وضعیتها را دارند. همچنین، پژوهش بررسی میکند که فراملی بودن فعالیت گروههای مسلح، مداخله یا رضایت دولت سرزمینی، انتساب رفتار گروه به دولتها و ظهور فناوریهای نوین، از جمله عملیات سایبری و استفاده نظامی از هوش مصنوعی، چه تأثیری بر تعیین ماهیت مخاصمه دارند.
روش پژوهش:
این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده و در آن از منابع حقوقی، معاهدات و اسناد بینالمللی، آرای مراجع قضایی و شبهقضایی، رویه دولتها و ادبیات حقوقی مرتبط با حقوق بینالملل بشردوستانه استفاده شده است. در این چارچوب، معیارهای سنتی و توسعهیافته برای تشخیص مخاصمات مسلحانه، بهویژه معیار شدت و استمرار خشونت و میزان سازمانیافتگی طرف غیردولتی، مورد بررسی قرار گرفته و وضعیتهایی که در آنها عملیات نظامی یک دولت علیه گروه مسلح در قلمرو دولت دیگر انجام میشود، از منظر روابط میان طرفهای درگیر تحلیل شده است.
یافتههای پژوهش:
یافتههای پژوهش نشان میدهد که حقوق بینالملل بشردوستانه، برای مواجهه با درگیریهای میان دولتها و گروههای تروریستی سازمانیافته فراملی، در وهله نخست نیازمند استفاده دقیق و تفسیری از دستهبندیهای موجود است و صرفاً به دلیل ویژگی فراملی گروه یا عملیات، نمیتوان نوع جدیدی از مخاصمه مسلحانه ایجاد کرد. در صورتی که درگیری میان یک دولت و گروه مسلح غیردولتی به سطح لازم از شدت و استمرار برسد و گروه مزبور از درجه کافی سازمانیافتگی برخوردار باشد، وضعیت اصولاً میتواند در قالب مخاصمه مسلحانه غیربینالمللی تحلیل شود. با این حال، هنگامی که عملیات یک دولت علیه گروه مسلح در قلمرو دولت دیگری انجام میشود، موضوع پیچیدهتر شده و باید رابطه میان دولت مداخلهکننده، دولت سرزمینی و گروه مسلح بهصورت تفکیکشده بررسی شود.
در این زمینه، رضایت یا فقدان رضایت دولت سرزمینی، مبنای حقوقی حضور و عملیات دولت خارجی و ماهیت تعامل میان دولتها و گروه مسلح از اهمیت اساسی برخوردار است. عملیات نظامی بدون رضایت دولت سرزمینی، در صورت تحقق شرایط لازم، ممکن است ابعاد بینالمللی بیشتری به وضعیت بدهد؛ اما صرف وقوع عملیات در قلمرو دولت دیگر لزوماً به معنای آن نیست که کل وضعیت را باید یک مخاصمه مسلحانه بینالمللی تلقی کرد. طبقهبندی باید بر اساس روابط و اقدامات هر یک از طرفها و معیارهای حقوقی مربوط صورت گیرد.
همچنین، صرف عنوان «تروریستی» برای یک گروه، معیار مستقلی برای تشخیص مخاصمه مسلحانه محسوب نمیشود. حقوق بشردوستانه برای تعیین وجود مخاصمه، بیش از آنکه بر انگیزه، عنوان یا مشروعیت ادعایی طرفها تمرکز کند، بر واقعیت عینی خشونت مسلحانه و ویژگیهای طرفهای درگیر تأکید دارد. بنابراین، حتی در عملیات ضدتروریستی نیز در صورت تحقق عناصر تشکیلدهنده مخاصمه مسلحانه، قواعد حقوق بشردوستانه قابل اعمال خواهند بود و نمیتوان صرفاً با استناد به ماهیت تروریستی گروه هدف، از اجرای این قواعد اجتناب کرد.
پژوهش همچنین نشان میدهد که قابلیت انتساب رفتار گروههای مسلح به دولتها باید از مسئله وجود مخاصمه میان دولت و گروه غیردولتی تفکیک شود. حمایت، تأمین مالی، آموزش، تسلیح یا هماهنگی یک دولت با گروه مسلح، بسته به سطح و ماهیت ارتباط، میتواند در ارزیابی وضعیت حقوقی مؤثر باشد، اما هر نوع ارتباطی بهطور خودکار موجب انتساب تمام اعمال گروه به دولت حامی نمیشود. ازاینرو، معیارهای انتساب باید مستقل از معیارهای طبقهبندی مخاصمه و با توجه به قواعد مسئولیت بینالمللی دولتها بررسی شوند.
در خصوص فناوریهای نوین نیز یافتهها حاکی از آن است که عملیات سایبری و استفاده نظامی از هوش مصنوعی، بهخودیخود موجب ایجاد نوع مستقلی از مخاصمه یا تغییر خودکار طبقهبندی آن نمیشوند. معیار اصلی همچنان آثار و ماهیت عینی عملیات و میزان ارتباط آنها با مخاصمه مسلحانه است. عملیات سایبری، در صورتی که در چارچوب یک مخاصمه موجود انجام شود، میتواند تابع قواعد حقوق بشردوستانه باشد و استفاده از سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی نیز موجب رفع تعهدات حقوقی طرفهای درگیر نخواهد شد. بنابراین، فناوری جدید بیش از آنکه نیازمند ایجاد طبقهای مستقل باشد، مستلزم تفسیر و اجرای دقیقتر قواعد موجود است.
نتیجهگیری:
در مجموع، پژوهش به این نتیجه میرسد که در حقوق بینالملل بشردوستانه، فراملی بودن گروه تروریستی، سازمانیافتگی آن، عنوان مبارزه با تروریسم، انجام عملیات در قلمرو دولت ثالث یا استفاده از فناوریهای نوین، هیچیک بهتنهایی مبنای کافی برای ایجاد یک دسته مستقل از مخاصمات مسلحانه نیست. هر وضعیت باید بر اساس اوضاع و احوال عینی و با بررسی جداگانه روابط میان طرفهای درگیر و معیارهای موجود حقوقی طبقهبندی شود. از این منظر، ظرفیت قواعد کنونی حقوق بشردوستانه برای پوشش بخش قابل توجهی از این وضعیتها وجود دارد، هرچند ابهامهای تفسیری و عملی همچنان پابرجاست. بنابراین، به جای ایجاد یک طبقه جدید از مخاصمات، بهرهگیری تفسیری و منسجم از قواعد موجود، تدوین راهنماهای عملی برای دولتها و نیروهای مسلح، تقویت سازوکارهای ارزیابی ماهیت مخاصمات و توسعه سازوکارهای اجرای مؤثر تعهدات حقوق بشردوستانه، راهکار مناسبتری برای پاسخ به تحولات جدید محسوب میشود.
کلیدواژهها English