مجله حقوقی بین المللی

مجله حقوقی بین المللی

رویکرد دیوان اروپایی حقوق بشر در تبیین مفهوم مصالح عالیه کودک در رابطه با حق زندگی خانوادگی در رویه‌های پناهندگی

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسنده
دکتری حقوق بین‌الملل، دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
10.22066/cilamag.2025.2058966.2729
چکیده
با توجه به گسیل گستردة پناهجویان به اتحادیة اروپا در سال­های اخیر و با درنظرداشتن این نکته که مصالح عالیة کودک در کلیة اقدام­ها، خصوصاً در رابطه با رویه­های پناهندگی، باید به‌عنوان ملاحظة اولیه در نظر گرفته شود، رویه‌قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر در تبیین مفهوم مصالح عالیة کودک در این رویه­ها بسیار پراهمیت تلقی می­شود. اما این سؤال مطرح می­شود که دیوان چگونه مفهوم مصالح عالیة کودک را در رابطه با حق زندگی خانوادگی در رویه­های پناهندگی تفسیر و تبیین نموده است؟ در این رابطه، دیوان ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را با توجه به استثنائات مطرح در مورد این ماده تفسیر کرده است. بر همین مبنا، دیوان در تفسیر ماده 8 مبنی بر حق زندگی خانوادگی بیان می­دارد که ممکن است کودک در صورتی‌ که حقوق و آزادی­های دیگران در خطر باشد، از حق زندگی خانوادگی محروم شود؛ با این‌ حال، این محرومیت از حق، صرفاً زمانی ممکن است با اصل مصالح عالیة کودک همسو باشد که اولاً بدون تبعیض صورت پذیرفته باشد؛ ثانیاً ضرورت داشته باشد و ثالثاً عمل محدودنمودن حق زندگی خانوادگی با حقوق و آزادی­هایی که از دیگران سلب شده است، تناسب داشته باشد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

The approach of the European Court of Human Rights in determining the concept of the best interests of the child related to family life in asylum procedures

نویسنده English

Ahmadreza Azarpendar
Ph.D. in Public International Law, Faculty of Law, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده English

Considering the large influx of asylum seekers to the European Union in recent years and bearing in mind that the best interests of the child should be considered as a primary consideration in all actions, especially concerning asylum procedures, the jurisprudence of the European Court of Human Rights is considered very important in explaining the concept of the best interests of the child in these procedures. However, the question raised here is how the court has interpreted and explained the concept of the best interests of the child related to right to family life in asylum procedures? It seems that the Court has interpreted Article 8 of the European Convention on Human Rights with regard to the exceptions mentioned in these articles. In this regard, interpretation of Article 8, the court states that a child may be deprived of the right to family life if his/her or others' rights and freedoms are in danger; However, this deprivation of the right only in time may be in line with the principle of the best interests of the child: First of all, this deprivation is done without discrimination; second, the deprivation must be necessary; and third, the act of restricting the right to family life is proportional to the rights and freedoms that have been taken away from others.

کلیدواژه‌ها English

European Court of Human Rights, the best interests of the child, Asylum Procedures, the right to family life, Child&‌‌rsquo
s Rights

 

رویکرد دیوان اروپایی حقوق بشر

در تبیین مفهوم مصالح عالیة کودک در رابطه با

حق زندگی خانوادگی در رویه‌­های پناهندگی

 

 

احمدرضا آذرپندار *

 

(DOI) : 10.22066/cilamag.2025.2058966.2729

تاریخ دریافت: 10/02/1404                                                                           تاریخ پذیرش: 02/04/1404

 

چکیده

با توجه به گسیل گستردة پناهجویان به اتحادیة اروپا در سال­های اخیر و با درنظرداشتن این نکته که مصالح عالیة کودک در کلیة اقدام­ها، خصوصاً در رابطه با رویه­های پناهندگی، باید به‌عنوان ملاحظة اولیه در نظر گرفته شود، رویه‌قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر در تبیین مفهوم مصالح عالیة کودک در این رویه­ها بسیار پراهمیت تلقی می­شود. اما این سؤال مطرح می­شود که دیوان چگونه مفهوم مصالح عالیة کودک را در رابطه با حق زندگی خانوادگی در رویه­های پناهندگی تفسیر و تبیین نموده است؟ در این رابطه، دیوان ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را با توجه به استثنائات مطرح در مورد این ماده تفسیر کرده است. بر همین مبنا، دیوان در تفسیر ماده 8 مبنی بر حق زندگی خانوادگی بیان می­دارد که ممکن است کودک در صورتی‌ که حقوق و آزادی­های دیگران در خطر باشد، از حق زندگی خانوادگی محروم شود؛ با این‌ حال، این محرومیت از حق، صرفاً زمانی ممکن است با اصل مصالح عالیة کودک همسو باشد که اولاً بدون تبعیض صورت پذیرفته باشد؛ ثانیاً ضرورت داشته باشد و ثالثاً عمل محدودنمودن حق زندگی خانوادگی با حقوق و آزادی­هایی که از دیگران سلب شده است، تناسب داشته باشد.

 

واژگان کلیدی

دیوان اروپایی حقوق بشر، مصالح عالیة کودک، رویه­های پناهندگی، حق زندگی خانوادگی

مقدمه

ورود کودکان پناهجو به دولت­های عضو اتحادیة اروپا، به‌ویژه در پی بحران­های اخیر مهاجرتی همچون جنگ سوریه، افغانستان و اوکراین، اهمیت تبیین «مصالح عالیة کودک» (Best Interests of the Child) را به­ منظور تضمین حقوق کودک، بیش از پیش آشکار ساخته است. بر اساس آمار آژانس پناهندگی اتحادیة اروپا (EUAA) در 2024، بیش از 30% متقاضیان پناهندگی در اتحادیة اروپا، افراد زیر 18 سال هستند که بسیاری از آن‌ها بدون همراه و در معرض خطرات شدیدی نظیر قاچاق انسان، خشونت و بهره­کشی قرار دارند[1] که این امر می­تواند تأثیرات به­سزایی بر رفاه و سلامت کودک داشته باشد.[2]

این واقعیت، لزوم توجه به اصل مصالح عالیة کودک به‌عنوان ملاحظة اولیه در کلیة اقدامات مربوط به کودکان را نه­تنها به‌عنوان تعهد اخلاقی، بلکه به‌عنوان الزام حقوقی برجسته می­کند. اصل مصالح عالیة کودک به‌عنوان اصل هنجاری کلیدی، نقش محوری در تصمیم‌گیری­های قضایی و سیاست­گذاری­های مرتبط با کودکان ایفا می‌کند.[3] دیوان اروپایی حقوق بشر به‌عنوان نهادی پیشرو در تفسیر و اجرای کنوانسیون اروپایی حقوق بشر،[4] با دیدگاهی موسع و پیش‌رونده[5] در رویه­های قضایی خود به­ویژه در پرونده­های مرتبط با پناهندگی و مهاجرت، همواره تلاش کرده است تا تعادل ظریفی میان حق دولت­ها در کنترل مرزها و حق بنیادین افراد، به‌ویژه کودکان در برخورداری از «زندگی خانوادگی» مصرح در ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر برقرار کند.[6]

چالش اصلی در این زمینه، تبیین مفهوم «مصالح عالیة کودک» در بستر پیچیدة پرونده­های پناهندگی است که اغلب با عوامل متضادی نظیر امنیت ملی، سیاست­های مهاجرتی سخت­گیرانه، و آسیب­پذیری خاص کودکان روبه­روست. دیوان در رویه­های قضایی خود، با استناد به ماده ۸ کنوانسیون و ماده ۳ کنوانسیون حقوق کودک (تأکید بر اولویت مصالح کودک)، رویکردی تحلیلی ـ ترکیبی اتخاذ کرده است.[7] دیوان در چندین پرونده، به‌صراحت اعلام نموده است که دولت­ها موظف­اند در تصمیمات مرتبط با اخراج یا تفکیک خانواده­های پناهجو، ارزیابی مستقلی از تأثیر این اقدامات بر رفاه جسمی و روانی کودک انجام دهند.[8] با این حال، ابهام در تعیین معیارهای عینی برای سنجش «مصالح عالیه» و تنوع رویه­های ملی در اجرای این اصل، همواره محل مناقشه بوده است.

این مقاله با تکیه بر آرای دیوان اروپایی حقوق بشر و دکترین می­کوشد به این پرسش­ها پاسخ دهد: دیوان چگونه «مصالح عالیة کودک» را در تقاطع حق زندگی خانوادگی و سیاست­های پناهندگی تعریف می‌کند؟ و چه معیارهایی برای سنجش این مصالح در پرونده­های پیچیدة رویه‌های پناهندگی به ­کار گرفته می­شود؟

به نظر می­رسد دیوان اروپایی حقوق بشر، با درنظرگرفتن طیف وسیعی از اسناد و رویة­ دولتی به استثنائات مطرح در اِعمال ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر پرداخته است. با توجه به این نکته، هنگامی که دولت­ها به محدودکردن مواد 8 کنوانسیون پرداخته­اند، دیوان حداقل­هایی را مشخص کرده است که دولت­ها به منظور اقناع اصل مصالح عالیة کودک، نمی­توانند از آن تخطی کنند.

 

1. مفهوم و عناصر مصالح عالیة کودک

با اینکه تعریف مشخصی از مصالح عالیة کودک ارائه نشده است، بر اساس نظریات کمیتة حقوق کودک، تمامی حقوقی که در کنوانسیون مقرر شده است، در راستای «مصالح عالیة کودک» سامان یافته و نباید هیچ حقی با تفسیر منفی از مصالح عالیة کودک به مخاطره افتد.[9] به ‌عبارت‌ دیگر، مصالح عالیة کودک باید در کلیة موضوعات مربوط به کودک یا کودکان اعمال شود. از این ‌رو به‌واسطة مصالح عالیة کودک، چارچوبی با سه نوع تعهد متفاوت برای دولت­های طرف کنوانسیون ایجاد شده است:

(الف) تعهد به تضمین اینکه مصالح عالیة کودک در هر اقدامی که توسط مؤسسات عمومی، مخصوصاً در تمام اقدامات اجرایی، اداری و قضایی صورت پذیرفته و به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر کودکان تأثیر می‌گذارد، به‌طور مناسب، یکپارچه شده و به‌صورت مداوم اعمال می­شود؛

(ب) تعهد به تضمین اینکه در تمام تصمیمات قضایی و اداری و همچنین سیاست­ها و قوانین مربوط به کودکان، نشان داده شود که مصالح عالیة کودک به‌عنوان ملاحظة اولیه در نظر گرفته شده است. این امر همچنین شامل توصیف چگونگی بررسی و ارزیابی مصالح عالیه و وزنی است که در تصمیم مربوطه به این اصل، نسبت داده شده است؛

(ج) تعهد به تضمین اینکه مصالح عالیة کودک در تصمیمات و اقدامات بخش خصوصی (شامل دستگاه­های ارائه‌دهندة خدمات) یا هر نهاد یا مؤسسة خصوصی دیگری که تصمیمات آن‌ها به کودکان مربوط می­شود یا بر روی کودکان تأثیر می‌گذارد، ارزیابی شده و مصالح عالیه به‌عنوان ملاحظة اولیه در نظر گرفته شود.[10]

از آنجا که مفهوم مصالح عالیة کودک، منعطف و نامتعین است، در تعیین آن باید به عناصر حقوقی مندرج در کنوانسیون برای تبیین آن اهتمام ورزید. بنا به نظر کمیتة حقوق کودک، تهیة فهرست غیرجامع و غیرسلسله­مراتبی از عناصر می­تواند در ارزیابی مصالح عالیة کودک توسط هر تصمیم­گیرنده­ای مفید باشد.[11] ماهیت غیرجامع موجود در فهرست نشان می­دهد که می­توان از این عناصر مندرج در این فهرست فراتر رفت و سایر عوامل مرتبط با شرایط خاص کودک یا گروهی از کودکان مدنظر قرار گیرد؛ همچنین با درنظرداشتن شرایط، ممکن است برخی از این عناصر از اهمیت کمتری نسبت به سایر عناصر برخوردار شوند و در بررسی موقعیت­های خاص، حذف شوند. این فهرست می­تواند راهنمایی مشخص برای ارزیابی مصالح عالیة کودک باشد و در عین ‌حال، انعطاف‌پذیری لازم را نیز ارائه دهد (CRC, 2003: 50).[12] بر اساس این ملاحظات، کمیته به‌عنوان دستورالعمل، حق مشارکت کودک، حق حفظ محیط خانواده و روابط خانوادگی، مراقبت، حفاظت و ایمنی کودک، درک موقعیت آسیب­پذیری کودک، حق بر سلامت و حق بر آموزش کودک را به‌عنوان عناصر تبیین­کنندة مصالح عالیة کودک بیان نموده است.[13]

در این پژوهش، عناصری که در رابطه با حق بر زندگی خانوادگی در رویه­های پناهندگی است و یک محکمة قضایی آن را برجسته نموده است، بررسی خواهد شد. بر همین مبنا ابتدا به حق زندگی خانوادگی پرداخته شده و عناصر ارائه­شده توسط دیوان اروپایی حقوق بشر بیان می­شود.

 

2. حق زندگی خانواده (ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر)

مطابق ماده 8(1) کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، هر کس حق دارد به زندگی خانوادگی­اش احترام گذارده شود. دولت­ها بر مبنای این مقرره، دارای تعهدات سلبی و ایجابی هستند. تعهد سلبی از افراد در مقابل مداخلة خودسرانه مقامات دولتی محافظت می­کند. علاوه بر این، یک تعهد ایجابی برای دولت وجود دارد که احترام مؤثر به زندگی خانوادگی داشته باشد. هنگامی‌ که یک کودک و والدین از هم جدا می­شوند، دولت باید اقدام­هایی را برای همبستگی مجدد کودک با والدینش اتخاذ کند. اما این حق مطلق نیست و ماده 8(2) به یک مقام دولتی اجازه می­دهد این حق را محدود نماید، مشروط بر اینکه این امر مطابق با قانون باشد و در یک جامعة دموکراتیک، برای حمایت از حقوق و آزادی­های دیگران، ضروری تشخیص داده شود. در این میان باید تعادل منصفانه­ای میان منافع رقیب فرد و جامعه به‌عنوان یک کل وجود داشته باشد.

دیوان اروپایی حقوق بشر، رویه‌قضایی خود را در مورد همبستگی خانوادگی در طول دهه‌ها توسعه داده و به دنبال تطبیق اختیارات کنترل مهاجرتی دولت‌ها با حق احترام به زندگی خانوادگی بوده است.[14] در این رابطه رویه‌قضایی دیوان، بر اهمیت و اعتبار اصل «مصالح عالیة کودک» بسیار تأکید کرده است. مثلاً دیوان در چند پرونده تأکید کرد، در مواردی که همبستگی خانوادگی شامل کودکان می­شود، مقامات ملی باید مصالح عالیة کودک را در رابطه با تطبیق اختیارات کنترل مهاجرتی دولت­ها با حق زندگی خانوادگی در اولویت قرار دهند.[15]

حق زندگی خانوادگی در دیوان اروپایی حقوق بشر، به آن دسته از مقررات کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تعلق دارد که باید از آزمون دومرحله­ای بگذرد. در مرحلة اول، دیوان باید مشخص کند که آیا تداخل در حقی که توسط کنوانسیون اروپایی حقوق بشر حمایت می­شود، وجود دارد یا نه. در صورت تحقق شرط اول، دیوان باید به آزمون دوم بپردازد؛ به این معنا که آیا می­توان توجیهی برای چنین مداخله­ای ارائه کرد یا نه؟ در آزمون دوم مشخص می­شود که آیا رفتار مورد شکایت، هدف مشروعی داشته و آیا توسط قانون تجویز شده است؟ بر همین مبنا، دیوان در آرای اولیه به «آزمون ضرورت خاص» اشاره کرده است. معنای این آزمون (ضروری در یک جامعة دموکراتیک) به وسیلة دیوان اروپایی حقوق بشر، در رأی ساندی تایمز (Sunday Times) تشریح شده است.[16] در این پرونده، دیوان بیان می­کند که «ضرورت در یک جامعة دموکراتیک» مستلزم وجود «نیاز فوری اجتماعی» است. با این ‌حال، این مفهوم، با گذر زمان، و با گنجاندن آزمون تناسب، به «آزمون تعادل منصفانه»[17] انجامید. بر اساس این آزمون، دیوان تصمیم می­گیرد که آیا دولت، تعادل منصفانه­ای را میان حقوق خواهان و تضاد منافع عمومی و فردی برقرار کرده است یا نه؟

3. تبیین عناصر مصالح عالیه

به ­منظور تبیین عناصر مصالح عالیة کودک در زمینة حقوق خانوادگی در رویه­های پناهندگی، دیوان اروپایی حقوق بشر از جنبه­های مختلفی بهره می­جوید؛ به این صورت که اهمیت و وزن منافع موردنظر را بررسی کرده و سپس تصمیم می­گیرد که کدام‌یک از اهمیت بیشتری برخوردار است.[18] سپس دولت­ها می­توانند در صورت انطباق با آزمون تعادل منصفانه، اقدام­هایی در جهت محدودنمودن حق زندگی خانوادگی داشته باشند. از سوی دیگر، آزمون تعادل منصفانه باید اصل «منع تبعیض» را در بر بگیرد. بر همین اساس، دولت­ها صرفاً هنگامی ­می­توانند حق زندگی خانوادگی افراد را محدود کنند که سه اصل «منع تبعیض»، «ضرورت محدودیت» و «تناسب اقدام»، موجه تلقی شود. در این گفتار به این سه اصل پرداخته خواهد شد.

 

1-3. منع تبعیض

دیوان در سال­های اخیر، احکام متعددی را در زمینة تبعیض در پرونده­های حق زندگی خانوادگی صادر کرده است. در این احکام، دیوان تمایزات بی­مورد در زمینة محدودکردن حق زندگی خانوادگی را نفی کرده و آن را مخالف اصل مصالح عالیة کودک می­داند.

علاوه بر مضامین اصلی عدم تبعیض، دیوان موارد دیگری از تبعیض را برشمرده است که در هنگام تصمیم­گیری پیرامون حق زندگی خانوادگی باید لحاظ شوند. نخستین مورد عدم تبعیض که در پروندة بیائو علیه دانمارک بیان شده است، تبعیض میان قومیت­ها با توجه به مدت طولانی کسب تابعیت در برخی کشورهای اروپائی است. مطابق قانون دانمارک، صرفاً کسانی که به مدت 28 سال تابعیت دانمارکی داشتند، اجازه می­یافتند از حق همبستگی خانوادگی استفاده کرده، سایر اشخاص خانواده را با خود همبسته نمایند.[19] بر همین مبنا درخواست شاکی مبنی بر همبستگی با کودک خود نادیده انگاشته شد. دیوان در این رابطه بیان نمود که عملکرد قوانین دانمارکی تبعیض غیرمستقیم بر اساس قومیت ایجاد می­کند. سپس اضافه کرد که «هیچ تفاوتی در رفتار مبتنی بر منشأ قومی یک فرد، در یک جامعة دموکراتیک معاصر قابل توجیه نیست»[20] و حق زندگی خانوادگی مطابق ماده 8 باید برقرار شود.

مورد بعدی عدم تبعیض در موارد زندگی خانوادگی، نوع اجازة اقامت پناهندگان است؛ به این معنا که میان اجازة اقامت محدود و اقامت دائم، هیچ تفاوتی در زندگی خانوادگی ایجاد نمی­کند و کلیة اشخاص می­توانند از این حق، چه در اقامت محدود و چه در اقامت دائم بهره­مند شوند. در پروندة نیدزویکی علیه آلمان،[21] دیوان اعلام نمود که نمی­تواند دلایل کافی برای توجیه تفاوت رفتار میان افراد غیراتباع در مورد دسترسی به مزایای کودک را صرفاً بر اساس نوع اجازة اقامت مشخص کند.[22] علاوه بر این، دیوان بیان کرد تا آنجا که هدف تمایز، محدودکردن اعطای کمک‌هزینة کودک به بیگانگانی است که احتمالاً به‌طور دائم در آلمان بمانند، معیارهای اعمال­شده برای دستیابی به این هدف نامناسب است، چرا که اقامت محدود شخص، مبنای کافی برای پیشبینی مدت اقامت وی در آلمان نخواهد بود. در این پرونده دیوان اعلام نمود که دلایل کافی برای توجیه رفتار متفاوت در رابطه با اعطای مزایا به کودکان بیگانه­ای که دارای مجوز اقامت ثابت هستند و افرادی که دارای مجوز اقامت محدود هستند، پیدا نکرده است؛ از این ‌رو رفتار متفاوت، ماده 8 کنوانسیون را نقض می­کند و اصل مصالح عالیه را نادیده می­گیرد.[23]

قضیة هد و عبدی علیه بریتانیا[24] به تفاوت رفتار میان پناهندگانی که پس از سفر ازدواج کرده‌اند و سایر مهاجرانی که حق همبستگی خانوادگی را دارند، مربوط می‌شود. بریتانیا تلاش کرده بود تا استدلال کند با کارگران و دانشجویان مهاجر، بهتر رفتار می­کند و به دنبال تلاش برای جذب آن‌ها در بریتانیا است، در حالی‌ که پناهندگان را صرفاً به‌عنوان تعهد بین­المللی می­پذیرد و به دنبال رقابت با سایر کشور­ها به ­منظور جذب آن‌ها نیست. دیوان در این قضیه اعلام نمود، پناهندگانی که با همسرانشان پس از آغاز سفرشان آشنا می­شوند، صرف­نظر از زمان عقد ازدواجشان، به‌طور مشابه با وضعیت دانشجویان و کارگران مهاجر قرار می­گیرند. این شباهت، ریشه در این واقعیت دارد که دانشجویان و کارگرانی که همسرانشان حق همبستگی با ایشان را داشتند، معمولاً مدت محدودی اجازة ماندن در بریتانیا داشته­اند و بر همین مبنا آن‌ها نیز موقعیت مشابهی همچون متقاضیان دیگر خواهند داشت.[25] بریتانیا در این پرونده نتوانست نشان دهد که این تفاوت در رفتار، هدف مشروعی را دنبال میکند تا چنین تفاوتی توجیه شود.[26] بر مبنای این پرونده، هیچ تمایزی به­صرف اینکه ازدواج اشخاص، پیش، در طول و پس از سفر رخ داده باشد، هیچ تأثیری بر حق زندگی خانوادگی نخواهد داشت و کلیة این اشخاص می­توانند از حق زندگی خانوادگی خود برخوردار شوند.

 

2-3. ضرورت

موضوع حمایت از حق زندگی خانوادگی، اغلب در پرونده‌های بازداشت پناهندگان رخ می­دهد. در این رابطه مهم‌ترین مسئله این است که آیا اعضای خانواده باید در هنگام اعمال حکم بازداشت از یکدیگر جدا شوند؟ و در این صورت آیا کودک باید در مرکزی که عمدتاً برای بزرگسالان ایجاد شده است، مستقر شود یا خیر. در پروندة پوپوف، دیوان بررسی کرد که آیا بازداشت یک خانواده و دو کودک آن‌ها در یک بازداشتگاه با کنوانسیون سازگار است یا نه. بررسی الزام ضرورت، جزء اصلی بررسی بود. دیوان تأکید کرد، هنگامی‌ که مقامات ملی تعادل منصفانه­ای میان منافع رقیب برقرار می­کنند، بسیار مهم است که کنوانسیون­های بین­المللی را در نظر داشته باشند.[27] با توجه به محدودیت­های ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، آزمون ضرورت ایجاب می­کند که هدف از حبس افراد باید متناسب با دلیل حکم حبس باشد.[28]

علاوه بر «حبس»، دلایل دیگری نیز وجود دارند که باید عنصر ضرورت در آن لحاظ شود. در پروندة عاصم حسنعلی علیه دانمارک (Assem Hassan Ali v Denmark[29] دیوان بیان نمود صرفاً هنگامی می­توان حکم اخراج والدین را صادر کرد که این امر در یک جامعة دموکراتیک، ضرورت داشته باشد. در میان این معیارها، مصالح عالیة کودک به ‌گونه‌ای ظاهر می­شود که باید با توجه به جدیت مشکلات پیش ­روی کودکان در کشوری که به آن منتقل می­شوند، بررسی شود. در چارچوب اخراج بر اساس جرمی که توسط والدین ارتکاب یافته است، مصالح عالیة کودک همچنان باید ملاحظة اولیه باشد. در پروندة مورد بحث، دیوان اظهار داشت که ماهیت و شدت جرم، ممکن است اخراج را توجیه کند. در نتیجه دیوان دریافت که مقامات دانمارکی حق زندگی خانوادگی خواهان را نقض نکرده­اند، چرا که مصالح عالیة کودکان تحت تأثیر اخراج وی قرار نگرفته است و ضرورت منافع دولت در حفظ نظم عمومی، بر همبستگی خانوادگی کودک ارجحیت می­یابد.[30]

در پروندة سالک بردی علیه اسپانیا،[31] دیوان باز بر «ضرورت» محدودنمودن زندگی خانوادگی تأکید و در ابتدا بیان کرد که رابطه میان خانم سالک بردی و دخترش حتی اگر آن‌ها در واقعیت از یکدیگر جدا شده باشند، تحت تعریف زندگی خانوادگی مندرج در ماده 8 کنوانسیون قرار می­گیرد. همچنین دیوان مشاهده کرد که حق مادر برای همبستگی مجدد با کودکش، برای کشورها «تعهد ایجابی» ایجاد کرده است تا اقدام­هایی را برای تحقق این هدف انجام دهند. دیوان بر همین اساس، رویه‌قضایی اسپانیا به­ منظور عدم توجه به درخواست مادر برای بازگرداندن کودک را غیرعادلانه تشخیص داد. با این‌ حال و علی­رغم غیرعادلانه­بودن رویه‌قضایی اسپانیا، دیوان با بررسی مصالح عالیة کودک بیان می­کند ضرورت در این پرونده ایجاب می­کرده است، کودک با خانوادة سرپرست بماند، چرا که در طول سال‌ها اقامت کودک، روابط محکمی میان او و خانوادة سرپرست برقرار شده است و همچنین کودک ابراز تمایل می­کند که با همان خانواده بماند. در چنین موردی که مصالح مختلف به‌سختی می­توانند با یکدیگر سازگار شوند، مصالح عالیة کودک باید عالی­ترین ملاحظه باشد.

با بررسی این دو پرونده، این نتیجه حاصل می­شود، با اینکه مصالح عالیه در اکثر موارد با زندگی خانوادگی گره خورده است، ممکن است در شرایطی زندگی خانوادگی در جهت مصالح عالیة کودک نباشد و منافع دولتی با اهمیت بالاتر یا سایر حقوق کودک موجب نقض حق زندگی خانوادگی شود. این امر باید منطبق با ماده 9(1) کنوانسیون حقوق کودک تفسیر شود که بیان می­دارد «دولت­های طرف کنوانسیون، تضمین خواهند کرد که یک کودک از والدین خود برخلاف ارادة آن‌ها جدا نخواهد شد، مگر آنکه مقامات صالح، منوط به بررسی قضایی و در مطابقت با حقوق و رویه­های قابل اعمال تشخیص دهند که چنین جدایی برای مصالح عالیة کودک ضروری باشد».

 

3-3. تناسب

با این‌ حال، منع تبعیض و ضرورت، تنها عناصر موردنظر در رویه­های پناهندگی در رابطه با حق زندگی خانوادگی کودک نیستند. چنانچه دولت مجبور شود حق ز­ندگی خانوادگی در رویه­های پناهندگی را نادیده بگیرد، این تصمیم باید با درنظرداشتن عنصر تناسب باشد.

با توجه به اینکه تأثیرپذیری کودکان در سنین پایین، بسیار متفاوت و سریع­تر نسبت به بزرگسالان است، نیاز است تا با سرعت مناسب به قضایای مربوط به زندگی خانوادگی کودک پرداخته شود و این امر در درجة اول اصل تناسب قرار می­گیرد. در قضیة موگنزی علیه فرانسه،[32] دیوان در مورد یک پروندة همبستگی خانوادگی تصمیم­گیری می­کرد. دیوان محتوای پروندة پوپوف را بار دیگر تکرار و بیان کرد در چنین مواردی، هنگامی‌ که توازن منافع انجام می­شود و تصمیم­گیری در رابطه با کودکان اتخاذ می­شود، مصالح عالیة ایشان باید در هنگام بررسی تناسب، ملاحظة اولیه باشد. دیوان اعلام کرد که علی­رغم این واقعیت که ضمانت­های رویه­ای صریحی در ماده 8 وجود ندارد، فرآیند تصمیم‌گیری که منجر به محدود‌شدن یک حق می­شود، نیاز به رعایت منافعی دارد که توسط ماده 8 محافظت می­شود. دیوان به این نتیجه رسید که تعادل منصفانه­ای میان منافع مختلف در خطر برقرار نشده است و از این ‌رو بیان داشت که ماده 8 کنوانسیون نقض شده است.

از سوی دیگر در پروندة الغاتت علیه سوئیس،[33] ادعای متقاضیان برای الحاق خانواده توسط مقامات سوئیسی، بر اساس این نتیجه که کودک دارای روابط خانوادگی نزدیک‌تر در کشور خاستگاه خود ـ مصر ـ است، رد شد.[34] در این پرونده، دیوان مکرراً یافته­های خود را در پروندة I.A.A و دیگران علیه بریتانیا تکرار نمود. در این پرونده تصریح شده است که مصالح عالیة کودک نمی­تواند به‌عنوان «برگ برنده» استفاده شود که کودکان را قادر سازد در هر کشوری پذیرفته شوند که یکی از اعضای خانواده­اش در آنجا زندگی می­کنند. از این ‌رو دیوان به اهمیت انجام ارزیابی مصالح عالیه بر مبنای مورد به مورد و بر اساس تعیین اصل تناسب اشاره کرد.[35] نکتة قابل ذکر آن است که همواره مصالح عالیة کودک با حضور در اتحادیة اروپا برقرار نمی­شود و ممکن است مصالح عالیة کودک در کشور خاستگاه کودک که حتی کمتر از اتحادیة اروپا حقوق کودک را رعایت می­کنند، برقرار شود.

همچنین دیوان در پروندة رودریگ داسیلوا علیه هلند،[36] هنگام یافتن نقض حق مادر برای زندگی خانوادگی، اهمیت زیادی به مصالح عالیة کودک داد، چرا که دولت اسپانیا نمی­توانست با درنظرداشتن حق مادر برای زندگی خانوادگی و اقامت در هلند، با دسترسی به دخترش برخلاف منافع اقتصادی دولت، تعادل عادلانه­ای میان منافع رقیب برقرار سازد. به‌عنوان یک عنصر اساسی برای رسیدن به نتیجه، دیوان اعلام کرد که در طول بررسی مقامات در مورد اخراج مادر، مصالح عالیة کودک به‌عنوان عامل اصلی و ملاحظة اولیه در نظر گرفته نشده است و در عوض به رفاه اقتصادی کشور، بیشترین اهمیت داده شده و از همین رو اصل تناسب نادیده گرفته شده است. در نتیجه دیوان نقض ماده 8 کنوانسیون را احراز کرد.[37]

 

نتیجه

ورود کودکان پناهجو به اتحادیة اروپا در سال‌های اخیر، ضرورت توجه به اصل «مصالح عالیة کودک» را به‌عنوان محور تصمیم‌گیری‌های حقوقی و سیاستی برجسته کرده است. دیوان اروپایی حقوق بشر با تکیه بر ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و ماده ۳ کنوانسیون حقوق کودک، رویکردی تحلیلی را در تعریف این اصل اتخاذ کرده است. در آرایی همچون موگنزی علیه فرانسه و رودریگز داسیلوا علیه هلند، دیوان نشان داده است که مصالح کودک باید در تعادل میان منافع عمومی نظیر امنیت ملی و حقوق بنیادین کودکان، اولویت داشته باشد. این نهاد با تأکید بر «آزمون تعادل منصفانه»، از دولت‌ها می‌خواهد تا تأثیر تصمیمات خود بر سلامت جسمی و روانی کودکان را مستقلانه ارزیابی کنند و تنها در مواردی که منافع عمومی قاطعانه غالب است، محدودیت‌ها را توجیه کنند.

با این‌ حال، اجرای این اصل با چالش‌های عمده‌ای روبه­روست. نخست، نبود تعریف عینی و جهانی از «مصالح عالیة کودک»، موجب تفسیرهای متناقض توسط دولت‌ها شده است. برای نمونه، در پروندة الغاتت علیه سوئیس، استدلال دولت مبنی بر تأمین مصالح کودک در کشور خاستگاه، نادیده‌گرفتن آسیب‌پذیری‌های خاص کودکان پناهجو را به همراه داشت. دوم، تعارض منافع میان حفظ نظم عمومی و حقوق کودکان، به‌ویژه در موارد اخراج والدین مجرم، همواره تصمیم‌گیری را پیچیده می‌کند. افزون بر این، ناهماهنگی در سیاست‌های مهاجرتی کشورهای عضو اتحادیة اروپا، نابرابری در حمایت از کودکان را تشدید کرده است.

بر همین مبنا برای ایجاد رویة منسجم و مشترک، به حداقل­هایی نیاز است که با استفاده از رویة دیوان می­توان به سه محدودیت حداقلی اشاره کرد که باید در تصمیم­گیری­ها و سیاست­ها لحاظ شود. در این رابطه در صورتی که الزام دولت مبنی بر عدول از حق زندگی خانوادگی کودک باشد، این عدول در درجة اول باید بر مبنای عدم تبعیض صورت پذیرد؛ به این معنا که میان کودکان از لحاظ رنگ، جنس، خاستگاه و سایر موارد ممنوعه، تبعیضی برقرار نشود. همچنین این عدول از حق زندگی خانوادگی باید متناسب با خطری که ایجاد می­شود، صورت پذیرد. و در درجة آخر، عدول از حق زندگی خانوادگی باید به‌عنوان آخرین مرحله مدنظر قرار گرفته و ضرورت آن قطعی باشد.

در پایان لازم است بیان شود برای تقویت جایگاه مصالح عالیة کودک، تدوین دستورالعمل‌های مشترک در سطح اتحادیة اروپا ضروری است. این دستورالعمل‌ها باید معیارهای حداقلی مانند سن کودک، وابستگی عاطفی و خطرات بازگشت به کشور مبدأ را پوشش دهد. آموزش تخصصی مقامات ملی در زمینة حقوق کودک، ایجاد نهادهای نظارتی مستقل برای بررسی شرایط کودکان در مراکز پذیرش و تقویت همکاری بین‌المللی برای پیشگیری از قاچاق انسان، از دیگر راهکارهای کلیدی هستند. این اقدامات می‌توانند تضمین کنند که ارزیابی مصالح کودک، مبتنی بر واقعیت‌های عینی و فارغ از پیش‌داوری‌های ساختاری باشد. در نهایت، تحقق حقوق کودکان پناهجو مستلزم تحولی بنیادین در نگرش سیاستمداران و نهادهای اروپایی است. اگرچه دیوان اروپایی حقوق بشر، گام‌های بلندی در نهادینه‌سازی مصالح عالیة کودک برداشته، تبدیل این اصل به واقعیتی عینی، نیازمند اولویت‌دادن انسان‌مداری بر کنترل مرزهاست. تنها با اتخاذ سیاست‌های یکپارچه و مبتنی بر عدالت می‌توان امیدوار بود که کودکان پناهجو، نه به‌عنوان «آمار مهاجرتی»، بلکه به‌عنوان دارندگان حقوق بشری مورد حمایت قرار گیرند.



* دکتری حقوق بین‌الملل، دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران                      a_azarpendar@sbu.ac.ir

[1]. European Union Agency for Asylum, “Asylum Report 2024, Annual Report on the Situation of Asylum in the European Union”, 43. https://www.euaa.europa.eu/asylum-report-2024.

[2]. Israel Bronstein and Paul Montgomery, “Psychological Distress in Refugee Children: A Systematic Review”, Clinical Child and Family Psychology Review, 14 (2011), 45-47.

[3]. UN. Committee on the Rights of the Child , “General comment No. 14 on the right of the child to have his or her best interests taken as a primary consideration (art. 3, para. 1)”, paras. 28-29. https://digitallibrary.un.org/ record/778523?v=pdf.

[4]. برای مطالعة بیشتر، ن.ک:

Janneke Gerards, Principles Governing the Interpretation and Application of Convention Rights, In General Principles of the European Convention on Human Rights, (Cambridge: Cambridge University Press, 2019).

[5]. برای مطالعة بیشتر، ن.ک:

Geir Ulfstein, ‘Evolutive Interpretation in the Light of Other International Instruments: Law and Legitimacy’ in The European Convention on Human Rights and General International Law , eds. van Aaken, A. and Motoc, I., (Oxford: Oxford University Press, 2018).

[6]. European Union Agency for Fundamental Rights (FRA), ”European Legal and Policy Framework on Immigration Detention of Children” : 48-55. https://fra.europa.eu/en/publication/2017/european-legal-and-policy-framework-immigration-detention-children.

[7]. Ursula Kilkelly, ”The Best of Both Worlds for Children’s Rights Interpreting the European Convention on Human Rights in the Light of the UN Convention on the Rights of the Child”, Human Rights Quarterly 23, (2001):312–318; Ineta Ziemele, “Customary International Law in the Case Law of the European Court of Human Rights – the Method”, The Law & Practice of International Courts and Tribunals 12, 2 (2013): 250–251.

[8]. ECtHR, Mubilanzila Mayeka and Kaniki Mitunga v. Belgium, Judgement,(App no 13178/03, 12 October 2006) & ECtHR, Popov v France, Judgement, App (no 39472/07 and 39474/07) 19 January 2012.

[9]. UN. Committee on the Rights of the Child , “General comment No. 14 on the right of the child to have his or her best interests taken as a primary consideration (art. 3, para. 1)”.

[10]. Ibid., para. 14.

[11]. Sandra Ferreira , “The Best Interests of the Child: From Complete Indeterminacy to Guidance by the Children’s Act”, Journal of Contemporary Roman-Dutch Law 73 (2010):205.

[12]. UN. Committee on the Rights of the Child, “General Comment No. 4: Adolescent Health and Development in the Context of the Convention on the Rights of the Child”, para. 50. https://www.ohchr.org/ites/default/ files/Documents/Issues/Women/WRGS/Health/GC4.pdf.

[13]. UN. Committee on the Rights of the Child, “General comment No. 14 on the right of the child to have his or her best interests taken as a primary consideration (art. 3, para. 1) paras. 71-78.

[14]. Cathryn Costello, The human rights of migrants and refugees in European law (Oxford: Oxford University Press, 2015), 103-170;Vincent Chetail and Céline Bauloz (eds), Research handbook on international law and migration (United Kingdom: Edward Elgar Publishing Limited, 2014),194.

[15]. ECtHR, Mugenzi v France, Judgement (App no 52701/09) 10 July 2014, para.45 & 67.

[16]. شاکیان این پرونده، ناشر روزنامة ملی یکشنبة بریتانیا و آقای آندرونیل، سردبیر آن روزنامه هستند. آن‌ها از دستورهای موقتی که توسط محاکم انگلیسی در مورد انتشار جزئیات کتاب جاسوسی و اطلاعاتی که از نویسندة آن، آقای پیتر رایت به دست آمده، شکایت کردند.

[17]. آزمون تعادل منصفانه در رویه­قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر نهادینه شده است. منطق این اصل از طریق کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، حمایت مؤثر از حقوق بنیادین بشر و ارائة امکانات قابل­توجهی به دولت­ها برای اعمال این حقوق است. از این رو کنوانسیون متضمن تعادل منصفانه میان حمایت از منافع عمومی جامعه و در عین حال، احترام به حقوق بنیادین بشر است. بر همین اساس، دیوان این اختیار را به دولت­ها داده است تا با حاشیة وسیعی به ارزیابی این تعادل بپردازند.

ECtHR, Sunday Times v The United Kingdom, Judgement (App no 6538/74), 26 April 1979.

[18]. Gerards, J. (2008), ‘Judicial Deliberations in the European Court of Human Rights’ in Huls, N., Adams, M. and Bomhoff, J. (eds), The Legitimacy of Highest Courts’ Rulings, Asser Institute, p.11.

[19]. پروندة بیائو علیه دانمارک، مربوط به شکایت شاکیان در مورد امتناع مقامات دانمارکی از اعطای همبستگی خانوادگی در دانمارک بود. آقای بیائو یک شهروند دانمارکی با اصالت توگویی بود که با یک تبعة غنایی ازدواج کرده بود. آن‌ها در سوئد زندگی می­کردند و یک پسر داشتند که به دلیل تابعیت پدرش، تابع دانمارک بود. درخواست آن‌ها برای اجازة اقامت در دانمارک و در نتیجة همبستگی خانوادگی در سال­های 2003 و 2004 رد شد. دیوان‌عالی دانمارک نیز چنین رد درخواستی را در ژانویة 2010 تأیید کرد. در محضر دیوان اروپایی حقوق بشر، شاکیان ادعا کردند که در اعمال ضمیمة ارائه‌شده توسط قانون اتباع خارجی دانمارک، مورد تبعیض غیرمستقیم قرار گرفته­اند.

ECtHR , I.A.A and Others v the United Kingdom, Judgement (App no 25960/13), 8 March 2016.

[20]. Ibid., para. 94.

[21]. شاکی در این پرونده در فوریة 1987 به آلمان مهاجرت کرد. درخواست پناهندگی وی رد شد، با این‌ حال، اخراج وی بر اساس توافق وزرا به حالت تعلیق درآمد. در نوامبر 1989 متقاضی اجازة اقامت موقت را دریافت کرد. در ژانویة 1991 پس از اصلاح قانون اتباع بیگانگان، به او عنوان اقامت محدود برای مقاصد استثنایی صادر شد که هر دو سال نیاز به تمدید داشت. در ژوئیة 1995 دختر شاکی متولد شد. وی در همان سال برای دریافت مزایای کودک به ادارة کار درخواست داد اما ادارة فدرال کار، درخواست او را رد کرد.

[22]. ECtHR , Tuquabo-Tekle and Others v the Netherlands, Judgement (App no 60665/00), 1 December 2005, paras. 27-33.

[23]. Ibid., paras. 9 & 33.

[24]. در این پرونده، شاکی در 2006 در انگلستان پناهندگی اخذ کرد و به مدت 5 سال اقامت به وی تعلق گرفت. در 2007 با همسر خود در جیبوتی ازدواج کرد. همسر وی برای همبستگی با شوهرش درخواست ویزا از انگلستان کرد. این درخواست رد شد زیرا قوانین همبستگی مجدد خانوادگی، صرفاً برای همسرانی اعمال می­شد که پیش از ترک کشور پناهنده، بخشی از خانوادة او را تشکیل می­دادند. شاکیان ادعا می­کردند که در رابطه با برخورداری از حقوق خود مطابق ماده 8 با سایر افراد دارای اقامت موقت (دانشجویان و کارگران) که می­توانستند بدون توجه به ازدواج قبلی یا بعدی به آن‌ها ملحق شوند، رفتار متفاوتی وجود داشته است.

[25]. ECtHR , Hode and Abdi v. the United Kingdom, Judgement (Application No. 22341/09) 6 November 2012, para. 50.

[26]. Ibid., para. 36.

[27]. ECtHR , Popov v France , Judgement (App no 39472/07 and 39474/07), 19 January 2012, para. 139.

[28]. Ibid., para. 140.

[29]. شاکی در 1997 با یک زن دانمارکی با اصالت فلسطینی ازدواج و سپس با وی در دانمارک زندگی کرد. حاصل این ازدواج تا 2001 که از یکدیگر جدا شدند، سه کودک بود که شاکی ارتباطش را با کودکان خود حفظ کرد. در 2002، متقاضی با یک زن عراقی ازدواج کرد که تا 2009 از این همسرش نیز صاحب سه فرزند شد. در آوریل 2008 شاکی به دلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر به پنج سال حبس محکوم شد و با توجه به وخامت جنایت، دستور اخراج متقاضی با ممنوعیت دائمی بازگشت وی صادر شد. شاکی در حین گذراندن دوران محکومیتش درخواست پناهندگی کرد و بیان داشت چنانچه اخراج شود، ارتباطش با فرزندان قطع خواهد شد. ادارة مهاجرت، درخواست پناهندگی را در 2001 رد کرد و سپس دادگاه تجدیدنظر نیز در 31 اکتبر درخواست وی را بار دیگر رد کرد.

[30]. ECtHR , Assem Hassan Ali v Denmark, Judgement (App no 25593/14) 23 October 2018, paras. 45, 54-57 & 61-63.

[31]. شاکی در این پرونده، کنانا محمد سالک بردی، یک فرد بدون تابعیت در کمپ­های پناهندگان الجزایر زندگی می­کرد. در 2002 دختر نه سالة او برای تعطیلات با یک خانوادة میزبان به اسپانیا رفت و بیش از دو سال در اسپانیا ماندگار شد. در مارس 2004 به مقامات اسپانیایی اطلاع داده شد که خانم سالک بردی به دنبال بازگرداندن فرزندش است. در مه 2004 ادارة حضانت از کودکان زیر سن قانونی تصمیم به انتقال کودک به کمپ تندروف گرفت. با این‌ حال، در حکمی در 19 سپتامبر 2005 قاضی امور خانوادة مورسیا به­طور موقت، حضانت کودک را به خانوادة سرپرست اسپانیایی اعطا کرد تا تحقیقات لازم را برای شناسایی خانوادة بیولوژیکی صورت دهد. در ژوئن 2006 شاکی به اسپانیا رفت و به­عنوان یک طرف دادرسی در دادگاه حضور یافت. در تصمیم قاضی در 30 آوریل 2007، سرپرستی دختر به خانوادة سرپرست اعطا شد، چرا که او 15 سال داشت و تمایل خود را برای ماندن در خانوادة سرپرست ابراز کرده بود.

ECtHR , Saleck Bardi v Spain, Judgement (App no 66167/09), 24 May 2011.

 

[32]. در این پرونده، فرزندان آقای موگنزی با استفاده از ارزیابی سنی از طریق معاینة حفرة دهانی، واجد شرایط کودک­بودن نبودند و از این ‌رو مستحق دریافت همبستگی مجدد خانوادگی تشخیص داده نشدند. پس از دریافت رأی، آقای موگنزی در آوریل 2007 درخواستی را به شورای دولتی ارائه کرد. او با ادعای اینکه کودکانش در روآندا ضربة روحی تجربه کرده­اند، در ژانویة 2008 تقاضای رسیدگی فوری به درخواست خود کرد. در ماه بعد، شورای دولتی این فوریت را رد کرد و بیان داشت که کودکان یا بزرگسال هستند یا به‌زودی بزرگسال می­شوند. پس از طی این مراحل، شاکی با استناد به ماده 8 ادعا نمود که امتناع مقامات کنسولی از صدور روادید برای کودکانش به منظور همبستگی خانوادگی، حق احترام به زندگی خانوادگی وی را نقض کرده است.

ECtHR , Mugenzi v France, Judgement (App no 52701/09) 10 July 2014.

[33]. این پرونده مربوط به یک تبعة مصری است که از سوئیس درخواست پناهندگی کرده بود و پسرش را در مصر، پیش مادربزرگ و پدربزرگش گذاشته بود. اولین درخواست پناهندگی وی رد شد، با این ‌حال، وی پس از ازدواج با یک تبعة سوئیس، اجازة اقامت و سپس تابعیت سوئیسی را دریافت کرد. این زوج در طول ازدواج دارای یک دختر شدند و در نهایت از یکدیگر جدا شدند. پدر برای اولین بار در 2003 درخواست همبستگی خانوادگی با پسرش داد که پذیرفته شد. با این ‌حال، پسر به مصر بازگشت. دومین درخواست پدر برای همبستگی در 2006 رد شد. به گفتة دیوان عالی فدرال سوئیس، پسر شاکی روابط نزدیک‌تری با مصر داشت. در این رابطه، پدر و پسر، درخواستی را به دیوان اروپایی حقوق بشر ارائه کردند و بیان داشتند که رد درخواست آن‌ها برای همبستگی خانوادگی توسط مقامات سوئیس، حق آن‌ها را برای احترام به زندگی خانوادگی مطابق با ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نقض می­کند.

ECtHR , El Ghatet v Switzerland, Judgement (App no 56971/10) 8 February 2017.

[34]. Stephanie A. Motz , Family Reunification for Refugees in Switzerland Legal Framework and Strategic Considerations, (Switzerland: Miscellaneous, 2017), 31-33.

[35]. ECtHR, I.A.A and Others v the United Kingdom, Judgement (App no 25960/13) 8 March 2016, paras. 46-47 & 53-54.

[36]. شاکی یک مادر برزیلی است که در 1994 به هلند آمد و با یک تبعة هلندی ازدواج کرد اما برای اجازة اقامت، اقدامی نکرد. در1996 آن‌ها صاحب یک دختر شدند که ملیت هلندی به وی اعطا شده بود. در 1997 آن‌ها از هم جدا شدند و دختر نزد پدرش ماند. در نهایت، دادگاه هلند تأیید کرد که در جهت مصالح عالیة اوست که با پدر و خانواده­اش در هلند بماند، حتی اگر این امر به معنای جدایی از مادرش باشد. اما در عمل، مراقبت از او میان مادر، پدربزرگ و مادربزرگ پدری تقسیم شده بود. اگرچه حق دختر برای اقامت در هلند و بزرگ­شدن و آموزش در نظر گرفته شده بود، چون مادر مالیات یا سهم تأمین اجتماعی را پرداخت نکرده بود، وزارت دادگستری بیان داشت که منافع رفاه اقتصادی کشور بر منافع مادر برتری دارد.

[37]. ECtHR , Rodrigues da Silva v the Netherlands, Judgement (App no 50435/99) 31 January 2006.

منابع:
- Books
1.         Chetail, Vincent and Bauloz, Céline (eds), Research handbook on international law and migration, United Kingdom: Edward Elgar Publishing Limited, 2014.
2.         Costello, Cathryn, The human rights of migrants and refugees in European law Oxford: Oxford University Press, 2015.
3.         Gerards, Janneke, “Judicial Deliberations in the European Court of Human Rights” in The Legitimacy of Highest Courts’ Rulings, edited by Nick Huls, Jacco Bomhoff, and Maurice Adams, 407-437, The Hague, T.M.C Asser Institute, 2009.
4.         Gerards, Janneke, General Principles of the European Convention on Human Rights, Cambridge: Cambridge University Press, 2019.
5.         Ulfstein, G., "Evolutive Interpretation in the Light of Other International Instruments: Law and Legitimacy" in The European Convention on Human Rights and General International Law, edited by Anne Van Aaken and Iulia Motoc, 83-94, Oxford, Oxford University Press, 2018.
 
- Articles
1.         Bronstein, Israel and Paul Montgomery, “Psychological Distress in Refugee Children: A Systematic Review”, Clinical Child and Family Psychology Review, 14 (2011).
2.         Ferreira, Sandra, “The Best Interests of the Child: From Complete Indeterminacy to Guidance by the Children’s Act”, Journal of Contemporary Roman-Dutch Law73, (2010).
3.         Kilkelly U., ‘The Best of Both Worlds for Children’s Rights Interpreting the European Convention on Human Rights in the Light of the UN Convention on the Rights of the Child’, No.23, HRQ (2001), pp. 308–326.
4.         Ziemele, I., ‘Customary International Law in the Case Law of the European Court of Human Rights – the Method’, No.12, LAPE, (2013), pp. 250–251.
 
- Documents
1.         European Union Agency for Asylum, “Asylum Report 2024, Annual Report on the Situation of Asylum in the European Union”, Malta, June 2024. https://www.euaa.europa.eu/asylum-report-2024
2.         European Union Agency for Fundamental Rights (FRA), “European Legal and Policy Framework on Immigration Detention of Children”, Luxembourg, Publications Office of the European Union, 2017 https://fra.europa.eu/en/ publication/2017/european-legal-and-policy-framework-immigration-detention-children.
 
3.         UN. Committee on the Rights of the Child CRC Committee (2003), “General Comment No. 4: Adolescent Health and Development in the Context of the Convention on the Rights of the Child”, 2003. https://www.ohchr.org/ sites/default/files/Documents/Issues/Women/WRGS/Health/GC4.pdf
4.         UN. Committee on the Rights of the Child CRC Committee (2013), “General comment No. 14 on the right of the child to have his or her best interests taken as a primary consideration (art. 3, para. 1)”, 29 May 2013, CRC /C/GC/14. https://digitallibrary.un.org/record/778523?v=pdf
 
- Cases
1.         ECtHR, Sunday Times v The United Kingdom (App no 6538/74,) Judgement, 26 April 1979.
2.         ECtHR, Tuquabo-Tekle and Others v the Netherlands (App no 60665/00) Judgement, 1 December 2005.
3.         ECtHR, Mubilanzila Mayeka and Kaniki Mitunga v. Belgium (App no 13178/03) Judgement, 12 October 2006.
4.         ECtHR, Rodrigues da Silva v the Netherlands (App no 50435/99) Judgement, 31 January 2006.
5.         ECtHR, Saleck Bardi v Spain (App no 66167/09) Judgement, 24 May 2011.
6.         ECtHR, Hode and Abdi v. the United Kingdom, (Application No. 22341/09) Judgement, 6 November 2012.
7.         ECtHR, Popov v France (App nos 39472/07 and 39474/07), 19 January 2012.
8.         ECtHR, Mugenzi v France, (App no 52701/09) Judgement, 10 July 2014.
9.         ECtHR, I.A.A and Others v the United Kingdom (App no 25960/13) Judgement, 8 March 2016.
10.     ECtHR, El Ghatet v Switzerland (App no 56971/10) Judgement, 8 February 2017.
11.     ECtHR, Assem Hassan Ali v Denmark (App no 25593/14) Judgement, 23 October 2018.
 
 
 

  • تاریخ دریافت 10 اردیبهشت 1404
  • تاریخ بازنگری 10 خرداد 1404
  • تاریخ پذیرش 02 تیر 1404